پایان اجرای ”آنتیگونه” در میان استقبال تماشاگران

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏


نمایش “آنتیگونه” به کارگردانی رحیم عبدالرحیم زاده پس از 9 روز اجرا در میان استقبال گسترده تماشاگران به کار خود پایان داد.
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر، در این نمایش که به شکل محیطی و در فضای گنبد تاریخی سردار بوکان از 6 تا 14 اردیبهشت اجرا شد، به دلیل محدودیت مکانی در هر اجرا میزبان 60 تماشاگر بود و جدای از استقبال گسترده مردم بوکان پذیرای مخاطبان زیادی از شهرهای سقز، مهاباد و سنندج بود.
“آنتیگونه” کاری از گروه تئاتر کانی شهرستان بوکان است که با نقش¬آفرینی سعد قهرمانی، سعادت بدوی و شورش تباک و همکاری شاهین حسنی، ریبین تباک و ایران احمدپور به صحنه رفت و قصد داشت روایتی متفاوت از آنتیگونه سوفوکل به دست دهد
——————————————————————

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏


—————————————————————-
بررسی بافت دراماتیکی اجرا در نمایش “انتیگونه ” بازنوشته و به کارگردانی رحیم عبدالرحیم زاده در گنبد سردار بوکان تاریخ اجرا:9/2/1393 اجرای چهارم

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏



برای بررسی این اجرا ابتدا شناخت نمایشنامه اصلی و متن اجراشده توسط کارگردان لازم وضروری است . سپس پیشینه کارگردان که شجاعت وشهامت به خرج داده وبا به کارگیری تجربیات خود اثری نوین از “انتیگونه” در گنبد سردار ارایه می کند . کارگردان دربروشور نمایش که به هنگام ورود به جایگاه اجرا به دست حاضرین می سپارد بسیار خلاصه وار داستان انتیگونه را بیان می کند

ایتئوکلس وپولینیکوس دو برادر انتیگونه برسربه دست گرفتن قدرت باهم درگیر شده وهم دیگر را میکشند . کریئون دایی انها قدرت را به دست گرفته و او فرمان می دهد تا جسدپولینیکوس به مانند خائن به وطن به حال خود رها شود . اما انتیگونه نمی تواند بپذیرد از قانون سربار می زند وجنازه برادرش را به مانند یک شاهزاده به خاک می سپارد . کریئون فرمان کشتن انتیگونه را می دهد و هرچه تیرزیاس به کریئون از طرف خدایان به او می گوید که از رفتاراو ناخوشنودند اما موثر نمی شود به همین دلیل مورد غضب خدایان قرار می گیرد وزن وفرزندش را ازدست می دهد.

واین خلاصه نمایشنامه ای است که در سی دقیقه اجرا می شود .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏



نمایش ” آنتیگونه ” یکی از سه گانه های معروف سوفوکل است که دو نمایش دیگر آن به نام های ” ادیپوس شاه ” و ” ادیپوس در کلنوس ” می باشد. هر سه این نمایشنامه ها درباره اهالی شهر تِب است که در آن ادیپوس شاه پدر را می کشد و با مادرش ازدواج می کند بدون اینکه بداند آنها والدینش هستند و در نتیجه این عمل سرنوشت خانواده او برای سه نسل محکوم به فنا می شود. در ادیپوس در کلنوس ، ادیپوس و دخترانش (آنتیگونه و ایسمنه) که تبعید شده اند وارد شهر کلنوس شده و با تسئوس (پادشاه آتن) برخورد می کنند. ادیپوس می میرد و نزاع بین پسرهایش (پولونیکس و اتئوکلس) در می گیرد. در آنتیگونه ، نقش عمده نمایش را دختر ادیپوس (آنتیگونه) دارد. او باید یک انتخاب را بر گزیند: اجازه بدهد که جسد برادرش پولونیکس بیرون دروازه ی شهر دفن نشده باقی بماند و در معرض حمله حیوانات وحشی قرار بگیرد و یا جسدش را دفن کند و با مرگ روبرو شود . کرئن ، پادشاه آن سرزمین ، دفن جسد پولونیکس را ممنوع کرده به این خاطر که معتقد است او به شهرش خیانت کرده است. آنتیگونه تصمیم می گیرد که جسد برادر را دفن کند و با عواقب عملش روبرو شود. کرئن آنتیگونه را محکوم به مرگ می کند ، اما نهایتا قبول می کند که آنتیگونه را از محکومیت آزاد کند. ولی خیلی دیر این تصمیم را می گیرد چون آنتیگونه خودکشی می کند. خودکشی او باعث خودکشی دو نفر از افراد نزدیک کرئن می شود: هایمن پسرش که قرار بود با آنتیگونه ازدواج کند و همسرش که بعد از از دست دادن تنها پسرش خود را می کشد.

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏



داستان اصلی که در ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد نیزبیان شده است .

پولونیکس و اتئوکلس در جنگ با یکدیگر بر سر قدرت کشته می‌شوند. کرئون، پادشاه تب فرمان می‌دهد تا اتئوکلس را با تشریفات و احترام کامل به خاک بسپارند ولی جنازهٔ پولونیکس خیانتکار را به حال خود رها سازند تا خوراک کرم‌ها و لاشخورها گردد. آنتیگونه و ایسمنه، خواهران دو برادر کشته شده هستند و آنتیگونه نمی‌تواند بپذیرد که جنازهٔ برادرش پولونیکس به حال خود رها گردد. پس مخفیانه به دیدار ایسمنه رفته و از او می‌خواهد تا در خاک‌سپاری برادر به او کمک کند. اما ایسمنه از خشم کرئون وحشت دارد و نمی‌پذیرد. پس آنتیگونه به تنهایی دست به کار می‌شود.

کرئون در کاخ خود است و ریش‌سفیدان تب (گروه سرایندگان) فرمان او را مورد تایید قرار می‌دهند. اما خبر می‌رسد که کسی پولونیکس را دفن کرده‌است. کرئون بر می‌آشفد و خواهان دستگیری خاطی می‌شود. آنتیگونه را به پیش او می‌آورند و او بدون اینکه کارش را پنهان سازد با کرئون بر سر اینکه اخلاقیات را زیر پا گذاشته‌است وارد بحث می‌شود. کرئون از سخنان او برافروخته می‌شود و چون گمان می‌برد در این کار ایسمنه نیز به خواهرش کمک کرده‌است دستور دستگیری او را نیز می‌دهد. ایسمنه که ترجیح می‌دهد همراه با خواهرش کشته شود به دروغ اعتراف می‌کند اما آنتیگونه می‌گوید که او به تنهایی این کار را انجام داده‌است.

دو خواهر زندانی می‌شوند. هایمون، پسر کرئون و نامزد آنتیگونه به پیش پدر می‌آید تا او را از این کار باز دارد اما گفتگوی آن دو به درگیری لفظی انجامیده و هایمون در حالی‌که قسم می‌خورد دیگر هرگز کرئون را ملاقات نخواهد کرد از آنجا خارج می‌شود.

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏



کرئون سرانجام تصمیم می‌گیرد تا ایسمنه را آزاد کرده و آنتیگونه را در غاری زنده به گور سازد. آنتیگونه بر سرنوشت خود می‌گرید اما از کارش دفاع می‌کند. پیشگوی نابینایی به نام ترسیاس به کرئون هشدار می‌دهد که خدایان از رفتار او ناخشنودند و به خاطر اشتباهاتش، فرزندش را از دست خواهد داد، تمام یونان او را خوار خواهد شمرد و خدایان، قربانی‌های شهر تب را نخواهند پذیرفت. ریش‌سفیدان از این سخنان به وحشت می‌افتند و از کرئون می‌خواهند تا آنتیگونه را آزاد کرده و پولونیکس را به خاک بسپارد. کرئون می‌پذیرد اما آنتیگونه خود را به دار آویخته‌است. هایمون از مرگ نامزدش بسیار اندوهگین می‌شود و خود را می‌کشد. خبر مرگ هایمون به مادرش ائورودیکه می‌رسد و او نیز خود را می‌کشد. کرئون خود را به خاطر تمام این پیشامدها ملامت می‌کند. او توانست تاج و تخت خود را حفظ نماید اما از فرمان خدایان سرپیچی کرد و همسر و فرزند خود را از دست داد.

لازمه تجزیه وبررسی وبحث نمایش “انتیگونه” رحیم عبدالرحیم زاده باید شناخت کافی از متن اصلی ومتن اجرا شده را داشت . جسارت رحیم زاده برای این اجرا اورا از دیگر کارگردانان نمایشی منطقه ای دو سر گردن بالا برده است . (حالا رحیم زاده را با سه سر وسه گردن تصور کنید*مثلثی که یک ضلع نمایش نامه خوان ونویسنده – ضلع دیگری کارگردان ومنتقد – ضلع دیگر ان طراح اجرا یی)

نمایش انتیگونه رحیم زاده قبل از انکه توسط تماشاگر دیده شود با نام “خود” ” انتیگونه” سخن گفتن را آغاز می کند حتی تماشاگرانی که به دیدن تئاتر نیز نیامده اند ویا نخواهند امد خواه ناخواه درگیر نمایش می شوند . می پرسند و به یاد می اورند که انتیگونه کیست؟ او از ابتدا با ارسال پیامک های تلفنی خیلی ها را درگیر کرد سپس اثر هنری دیگری به مثابه پوستر اجرای نمایش ” انتیگونه” در ابعاد مختلف به رایگان به مخاطبینش ارایه کرد وشوک بعدی که ما را به سخن گفتن وا داشت محل اجرا ونحوه اجرای نمایش است . محلی که سالها در ذهن مردم وخاطرات انها نقش بسته است . وسپس بروشور نمایش که ارتباط بینا بینی تماشاگران را با متن اصلی برقرار می کند و از همه مهم تر یک اثر باستانی 2500ساله یونانی در محلی باستانی و به زبان مادری ترجمه وعرضه میشود . این موارد است که رحیم زاده “انتیگونه” اش را از دیگر اجراهای انتیگونه مجزا می سازد وبا وفاداری به متن اصلی مفاهیم دیگر ووالاتری را به نسبت مفاهیم نمایشنامه اصلی مهمتر ومحوری تر ارایه می کند .

“انتیگونه ” این نمایش نماد “عشق” و نیروی ” اخلاق” در برابر ” نیروی زور وقانون ” است . عشق همیشه بی گناه است اما مصلحت چیزی دیگری است . وعاشق باید مجازات شود ودر سرنوشتش انان که به او نزدیکترند از این مجازاتها در امان نخواهند بود.

نیروی که حتی خدایان در درک ان می مانند وبه جای انکه به یاریش بشتابند انان نیز با گرفتن جان فرزند وزن “کریئون” اوضاع را پیچیده تر می کنند. ازطرف دیگر نمایش انتیگونه طلایه دار منطق واحساس در برابری ماورا وایمان است . برابری وهم سویی عقاید وایمان دو شخصیت بازی که براساس ان یکی جان می بازد ودیگری قاتل خانواده اش میشود و ترازوی عدالت را ناجوانمردانه کج می کند بی انکه برهان روشنی از ان داشته باشند . اراده بر دفن کردن یک جنازه برادر و ممانعت از دفن جنازه برادر دیگری که هردو مرد ونماد قدرت و از گوشت وخون وریشه هم دیگر هستند قانون است .

رحیم زاده را سالهاست که می شناسم بیشتر کارهایش را دیده ام . این تجربه اش نیز متاثر از همان سیر تفکراتی وتاریخی نمایشی او وشیوه اجرایی او می دانم . رحیم زاده در کل به روح اثر انتیگونه سوفکل وفادار است اما به شیوه خودش .

کار، قبل از اجرا در گنبد سردار بوکان در تمرین ها و نشست ها ی گروه شکل گرفته و هماهنگ شده است. امکانات محل اجرا از لحاظ فنی چیزی جز محیطی ارام و تاریخی چیزی دیگری ندارد وهمپای بازیگران نیست واین قدرت بازیگران وکارگردان است که ان را به خدمت در می اورند . اجرای هماهنگ ویکدست سه بازیگر ارتباط محیط و تماشاگران را باهم هماهنگ می کند . نمایشی که در باران تند شب سوم اجرا نیز برای تماشاگران وبازیگران نیز خاطره انگیز بوده است .

خود اجرا وبازی بازیگران روندی پراز فراز ونشیب و دل نشین را پشت سر می گذارد . فضایی کاملا حرفه ای بوجود می اورند ونمایش را دوست داشتنی تر می کند

اجرای نمایشنامه انتیگونه از آثار کلاسیکی است که برای بیشتر تئاتری ها ودر تاریخ تئاتر جایگاه واعتبار ویژه خود را دارد

رحیم زاده با این اجرا ثابت کرد که شرایط در اجرای تئاتر تعیین کننده نیست . نه امکانات ونه فضای اجرا، مانع از اجرای تئاتر برای تئاتری نمی شود . وکار نمایش را با همه پیچ وخم فراوان می توان در ساده ترین شکل ممکن به میان مردم برد .
رحیم زاده به گونه ای گفتار شخصیت های نمایش اش را در کنار هم می چیند که کنش وواکنش هر گفتگوی را بصورت مسقیم به هم پیوند می دهد و این درد مشترک را چنان فریاد می زند که بعد وفاصله نسل ها را در می نورد و از هر زبانی که شنیده می شود همان تاثیر وهیجان وژرف اندیشی را بدنبال خواهد داشت خواه به زبان یونانی باشد یا فارسی ویا زبان مادری ما کردی .

از وقتی که رحیم زاده می شناسم در طول زندگی تئاتری اش به فلسفه و منطق وقاعده واستثنا علاقه وافری داشت و بیشتر کارهایش تحت تاثیر ان بوده است . از هگل ونیچه گرفته تا شیخ اشراق . انتیگونه نیز تحت همین تفکرات رحیم زاده قرار گرفت اما بسیار ملایم تر و منطقی تر .

شخصیت انتیگونه نمایش رحیم زاده مطابق مفهوم فلسفی هستی ونیستی وتحت تاثیر اندیشه های هگل ی قرار می گیرد . وتماشگران را به مرز ی نزدیک می کند که مقابله وبرابری انتیگون در برابر کریئون را به دیگر پدیده های سیاسی واجتماعی ونیروهای قدرتمند حاکم بر این جهان ومردم پیوند می دهد ونمونه های مشابه ان را اکنون در جای جای کره خاکی شاهدیم . وفکر می کنم این از علاقمندی های رحیم زاده است که اسطوره ها رابا واقعیت های اجتماعی معاصر پیوند دهد ومنظر مشترکی بین انها ارایه نماید . وتاریخ ودین وازادی سیاسی واجتماعی هر ملتی را جدای ناپذیر از همدیگر کند وضرورت تاریخی هگل را بار دیگر به میان بکشد . وبا بیان تعادل وبرابر دو نیروی متضاد حرف وعمل انتیگونه وکریئون ان را برای دیگران نیز بیان وقابل درک کند .
رحیم زاده خود در مصاحبه با هفته نامه سیروان می گوید اثر نمایشی »آنتیگونه« نوشته” سوفکل “جنگ قدرت را روایت و به چالش می‌کشد آنتیگونه فضای آیینی دارد و به شکل محیطی اجرا می‌شود برای ساخت این اثر تئاتری بیش از یک سال و نیم تمرین شده است.

اجرای این نمایش در محیطی این چنین تعهد وقراردادهای یک نمایش را برای رها شدن از باید ونباید های کلیشه ای تئاتر رها می کند و شانس بیشتری برای اجرا در میان مردم و در فضا های حرفه ای وکارگاهی به کارگردانان وتئاتری ها می دهد . نمایش انتیگونه در گنبد سردار بوکان نمایشی گشته است که اجرا بر اساس شکل محیط شکل می گیرد و با طبیعت همخوان وهم صحنه می شود . و چه درمفهموم و چه دراجرای ان باهمه شریک می گردد. و تماشگران را نیز به مشارکت وا می دارد .و رابطه ای عمیق وناگستته بین انها بوجود می اورد و بازیگران بارودرو قرار گرفتن با مخاطبین انها را مورد چالش قرار می دهند و وارد بازی می کنند و ناخواسته تماشاگران در اجرای نمایش اثر می گذارند میدان بازی محدوده مشخص ندارد و هیچ چیزی مانعی برای بازیگر وتماشاچیان بوجود نخواهد اورد که در کجا بایستند وباچه کسی چشم در چشم هم شوند واین ویژگی است که این نمایش را ازاجرای نمایش های خیابانی و پارکی جدا می کند . ود رنهایت آنرا به اندیشه کارهای پتربروک وتجربه تئاتر تجربی نزدیکتر می سازد . به هرحال نمایش انتگونه یک قدم اساسی وبرگ زرینی برای تاریخ نمایش در بوکان است . با امید به فردای بهتر همه دست اندرکاران این گروه تئاتر ی – گروه تئاتر کانی

عبدالرحمن عزیزی – عضوخانواده تئاترو گروه تئاتر کوچک بوکان


—————————————————————-

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like