حقیقت لحظه در بازیگری تئاتر

حقیقت لحظه

در بازیگری تئاتر

درسای فرح نیا –  میلاد شادپور

کار بازیگر تحلیل متن به منظور شناخت رویداد و سپس زندگی در شرایط محیطی فرضی نمایش به طور کامل و صادقانه است. برای انجام این کار ، وی باید حقیقت لحظه ، یعنی آنچه را که عملاً در حین انجام بازی در صحنه اتفاق می افتد بشناسد و بر طبق آن عمل کند.

بازیگر به سادگی می تواند در ذهن خود تصمیم بگیرد که یک صحنه دقیقاً چگونه باید بازی شود ، اما این ، نه هدف تحلیل متن است و نه امری دلخواه در موقع اجراست.

 مشکل اجرای رویداد به مواجهه با آنچه که عملاً در شخص دیگر اتفاق می افتد ، مربوط می شود.

شما نمی توانید رویداد خود را به صورت کلی اجرا کنید ، بلکه باید خود را با پاسخی که از طرف مقابل دریافت می کنید هماهنگ سازید.

شما باید بیاموزید که هر لحظه را با آغوش باز بپذیرید و بر طبق آنچه که رویدادتان به شما دستور می دهد ، عمل کنید.

به گفته سنفرد می نر  [1]  ”  آنچه که مانع انجام وظیفه شما می شود ، وظیفه شماست. “

در هر لحظه از صحنه باید بر اساس رفتار بازیگر مقابلتان ، بهترین راه را برای کامل کردن رویداد خود بیابید.

انگیزشهای آنی خود را نه سانسور کنید و نه مورد آنها قضاوت کنید.

به آنچه که در درون شما می گذرد ، بدون نگرانی در مورد اینکه آیا با صحنه مناسبت دارد یا نه ، عمل کنید.

 بدون سانسور یا قضاوت در مورد انگیزشهای آنی خود به آنها اجازه بروز دهید.

فرض کنیم که رویداد شما « به سر عقل آوردن یک دوست » است.

صحنه را تحلیل کرده اید و تصمیم گرفته اید که جملاتی را با عصبانیت به او بگوئید.

این لحظة از قبل برنامه ریزی شده فرا می رسد و بازیگر مقابلتان به هیچ وجه کاری که شما را عصبانی کند ، انجام نمی دهد.

 در واقع احساسی که در اثر رفتار او در شما بیدار شده ، و کنترلی هم بر روی آن ندارید ، احساسی بسیار لطیف است.

با وجود این شما جملات را با خشم ادا می کنید ، زیرا نه آنچه که در شخص مقابل اتفاق افتاده روبرو شده اید و نه به واکنش های ذاتی و درونی خود نسبت به او توجه داشته اید.

 ثانیاً ، رویداد شما از عمل بازمانده است ، زیرا به جای اینکه با رویداد خود بر اساس ضرورت لحظه ها پیش بروید ، صرفاً حالت عصبانی بودن را تصویر کرده اید.

 از دیدگاه تماشاگر شما خشک و ناهماهنگ به نظر می آئید ، چرا که هیچ عامل اساسی برای برانگیختن خشم شما وجود نداشته است. به زبان ساده ، نمی توانید تماشاگر را گول بزنید.

آنان بلافاصله متوجه می شوند که بازی شما دروغین است.

ما توصیه نمی کنیم که انتخابهای خود را بر اساس عکس العملهای احتمالی تماشاگر تنظیم کنید.

به عکس ، به عنوان بازیگر باید با صراحت عمل کنید.

اگر بخواهید بگونه ای از پیش تعیین شده به رویداد خود عمل کنید ، معمولاً ناگزیر از نادیده گرفتن حقیقت لحظه خواهید شد.

 برای اینکه بر روی صحنه صادقانه زندگی کرده و رویداد خود را به طور موثر اجرا کنید ، باید بیاموزید که هر لحظه را ، نه آنگونه که دوست دارید اتفاق بیفتد ، بلکه آنچنان که عملاً اتفاق می افتد ، با آغوش باز بپذیرید

. آنقدر صبر نکنید که بازی کردن برایتان راحت شود.

 اگر این عادت را در خود گسترش دهید که برای به انجام رساندن کار به پناهگاه های حسی نمایش وابسته شوید ، کارهای هنری شما محدود و قال پیش بینی خواهند شد.

باید قبل از اینکه فکر کنید ، عمل کنید.

منظور ما این است که باید بر اساس آنچه که در درون شما اتفاق می افتد و همزمان با حدوث آن در درون خود ، بدون قضاوت کردن در مورد انگیزش آنی ، عمل کنید.

 صحنه جایی نیست که بر روی مهارتهای مربوط به تحلیل کار کنید ؛ این کار باید در خانه شما انجام گیرد.

 زمانیکه روی صحنه هستید نباید برای سوال از خود ، یا ارزیابی حالتی که صحنه در شما ایجاد کرده است ، وقت صرف کنید.

اگر وقت خود را به منظور درک عقلانی آنچه که بر صحنه          می گذرد صرف کنید ، انگیزش آنی از دست می رود و توجه شما به خودتان معطوف خواهد شد و به این ترتیب قادر نخواهید بود رویدادتان را به نحوی موثر ارائه نمائید ؛  زیرا دیگر نقطه اصلی تمرکزتان بر آنچه که در بازیگر مقابل می گذرد نیست.

اگر این عادت را در خود گسترش دهید که تمرکز خویش را بر روی شخص دیگر بگذارید ، فعالتر خواهید بود تا اینکه خود آگاه شوید.

در نتیجه آنچه که انجام می دهید با صحنه و بازیگران دیگری که بر روی صحنه هستند تطابق خواهد داشت.

در هر نوع فعالیت دشوار ، گهگاه ممکن است که تمرکزتان منحرف شود.

 در مورد بازیگری نیز این موضوع صادق است.

 در چنین لحظاتی که تمرکز شما منحرف می شود ، توجه خود را با ظرافت به شخص دیگری که در صحنه است معطوف کنید.

حتی با تجربه ترین بازیگران نیز به لحظاتی دچار     می شوند که تمرکزشان کاهش می یابد

عکس: نمایش در حضور باد 1393  نوشته : بهرام بیضایی – کارگردان بهروز اسراری

در چنین لحظات پر دغدغه ای بدترین کار این است که به شکلی خود را تنبیه یا سرزنش کنید.

 زمانی را که صرف می کنید تا به خود بگوئید :

 « آه ، چه بازیگر بدی هستم ، چقدر با آنچه که در صحنه       می گذرد بی ارتباطم » ،

 در واقع زمانی است که آن را هم هدر داده اید.

در حین بازی تصمیم نگیرید که آیا تحلیلی که از صحنه کرده اید درست است یا خیر ، بلکه خود را کاملاً وقف آن کنید و اگر اشتباهی وجود دارد بعداً اصلاح کنید.

تنها ، بر روی صحنه

یکی از مشکل ترین مسائل بازیگری این است که وقتی به تنهایی بر روی صحنه قرار دارید ، چه کنید؟

در چنین وضعیتی سوال این است که توجه خود را به کجا معطوف کنید؟

چگونه موفقیت یا عدم توفیق خود را در انجام رویداد ، بسنجید؟

دو پاسخ وجود دارد.

یکی اینکه آزمایش رویداد را بر روی تماشاگران قرار دهید ، یعنی مثل اینکه آنان با شما بر روی صحنه حضور دارند ، سعی کنید از آنان چیزی به دست آورید.

امکان دیگر آن است که با به کار گرفتن تخیل خویش ، سعی کنید از شخصی که در « مثل اینکه » ی خود در تحلیل صحنه آورده اید ، استفاده نمایید.

این مثل تمرینی است که قبل از در خواست قرار ملاقات از کسی ، در برابر آینه می کنید.

 شما با آینه ، همانند شخصی که می خواهید از او تقاضای ملاقات کنید ، صحبت کنید.

برای مثال ، تک گویی ” هملت ” را در صحنه « بودن یا نبودن » در نظر بگیرید.

آمادگی برای اجرا

با تحلیل درست متن ، قسمت اعظم کارهای مقدماتی هر صحنه را انجام داده اید.

 آنچه باقی می ماند آماده شدن در لحظات قبل از تمرین یا اجرا است.

بازیگر نمی تواند بر روی صحنه ، برای گرم کردن و راه انداختن خود وقت صرف کند ، او باید از همان اولین لحظه آماده پریدن به داخل نمایش باشد.

ساده ترین و موثرترین راه برای آماده شدن جهت اجرای هر صحنه مرور تحلیلهای آن صحنه است.

برای این کار از ” مثل اینکه ” شروع کنید.

در سکوت ، گفتگوها و کارهایی را که در شرایط فرضی برای عمل به رویداد انجام می دهید ، با خود مرور کنید.

 آنگاه درست لحظه ای که می خواهید به صحنه وارد شوید یا لحظه قبل ازروشن شدن نورافکنها ، رویداد خود را به خود اعلام کنید

” من می روم که … ” وضعیتی که توجه خاصی را طلب می کند مربوط به زمانی است که شخصیت نمایش وارد صحنه ای می شود که در آن با شرایط محیطی غافل گیر کننده یا جالبی مواجه می گردد.

از آنجایی که نمی توانید آگاهی خود را در مورد اینکه بر روی صحنه با چه چیز مواجه خواهید شد ، انکار کنید ؛ لذا آنچه باید بکنید این است که چیزی پیدا کنید که توجه شما را ، از شرایط محیطی فرضی و آگاهی تان از اینکه بر روی صحنه با چه چیز مواجه خواهید شد ، منحرف کند.

 برای این کار یه رویداد مقدماتی برای خود بسازید.

این رویداد مقدماتی ، خود یک رویداد کامل است که در مورد آنچه که عملاً بر روی صحنه خواهید دید ، در شما می آفریند.

 مثلاً صحنه این است که شخص بازی وارد محلی  می شود و با جسد مرده زنش که غرقه در خون است مواجه می گردد.

به عوض اینکه سعی کنید مانند کسی که غافلگیر شده بازی کنید ، صحنه را تحلیل کنید :

1- شخص بازی عملاً چه کاری انجام می دهد؟ به خانه نزد زنش می آید

2- در این صحنه رویداد اصلی ، از میان آنچه که شخص بازی انجام می دهد ، چیست؟ اینکه کاری کند که محبوبش به شدت خوشحال شود

3- این رویداد برای من مثل چیست؟ مثل این است که به دیدن پدربزرگم می روم تا برای جشن هفتاد و پنجمین سال تولدش او را در شهر بگردانم.

جهت آمادگی برای ورود به صحنه ، همچون هر صحنه دیگری ، ” مثل اینکه ” خود را مرور سپس رویدادتان را اعلام کنید.

گفتار

بهترین توصیه ای که درباره گفتار نمایش می توانیم بکنیم این است که جملات را به صورت تکرار از روی عادت حفظ کنید.

 به این ترتیب وقتی که در حال بازی هستید مجبور نخواهید شد که بر روی آنها تمرکز داشته باشید. ما دریافته ایم که تمرین منظم گفتار نمایش ، ضمن ورزش یا دویدن کار ساز است زیرا از ملالت و یکنواختی آن می کاهد.

برای اجتناب از عادت ادای کلیشه ای جملات ، گفتار را بدون اضافه کردن حالتی به آن حفظ کنید. منظور از ادای کلیشه ای جملات ، تکرار جملات به گونه ای از پیش تعیین شده است ، بدون اینکه به آنچه که در صحنه حادث می شود ، توجه داشته باشیم.

روند تمرین

تمرین باید فرصتی باشد که بازیگر بتواند هر صحنه را با رویداد های متفاوتی تجربه کند. در اولین تمرین ، لازم نیست که تحلیل کاملی در دست داشته باشید ، ولی باید با تحلیلی که قابل اجرا است سر تمرین حاضر شوید. برای هر صحنه رویدادهای متفاوت و برای هر رویداد ابزار اجرایی مختلفی پیدا کنید

عکس: نمایش در حضور باد –بوکان 1373

در نهایت باید تصمیم بگیرید که بهترین رویداد برای هر صحنه کدام است ، سپس کارتان این خواهد بود که آن رویداد را برای خود به صورت عادت در آورید. در روند تصمیم گیری برای انتخاب بهترین رویداد ، به تدریج قادر خواهید شد که تمرکز خود را هر چه کمتر بر عناصر گفتاری و عقلانی بگذارید و در عوض ، هر چه بیشتر بر درک مستقیم و حسی کار کردنِ لحظه به لحظه با بازیگر دیگر متمرکز شوید.

هنگامی که یک رویداد برایتان به صورت عادت در آمد ، به سادگی و بدون اینکه بر روی آن تمرکز کنید ، به آن عمل خواهید کرد. پس از این مرحله ، با علم به اینکه رویدادتان شما را هدایت خواهد کرد ، می توانید به آنچه که در لحظه اتفاق می افتد ، توجه کنید.

پایان

گرد آوری : درسای فرح نیا –  میلاد شادپور

عکس: نمایش برزخ –کار مشترک یونان وایران در تپه باستانی قلایچی بوکان توسط گروه تئاتر کانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like