شماره 120 – 05 آذر 1396

در بوکان به اندازه تهران تماشاگر دارم

رحیم عبدالرحیم‌زاده کارشناسی‌ارشد کارگردانی تئاتر خود را از دانشگاه تربیت مدرس گرفت و تا به امروز ۲۵ نمایش را در شهر خود یعنی بوکان کارگردانی کرده است.

او پیش از این‌که به زادگاه خود برگردد در تهران در مطبوعات به نوشتن مقاله و نقد تئاتر می‌پرداخت و مدتی به‌عنوان معاون پژوهشی سیزدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی فعالیت می‌کرد.

حالا 20سال است که در شهر بوکان به‌طور مداوم نمایش روی صحنه می‌برد و با گروهی که ۱۹سال از عمر آن می‌گذرد کار می‌کند.

نمایش «بیرون پشت» نوشته ولفگانگ بورشرت تازه‌ترین نمایش این گروه است که از اول تا سوم آذر در شهر بوکان روی صحنه رفته و بیش از هزار و ۵۰۰ تماشاگر داشته است.

با او درباره اجرای این نمایش و تئاتر در شهرستان گفت‌وگو کردیم.

چه سالی نخستین نمایش خود را در بوکان روی صحنه بردید و با اجرای کدام نمایشنامه‌ کار خود را آغاز کردید؟
در سال ۷۷ نخستین نمایشنامه خود را در شهر بوکان با عنوان «زیردرخت بلوط»  (آقای خالد حیدری ) که نویسنده‌ای بومی آن را نوشته بود، کارگردانی کردم، اما در ۱۹ سالی که در بوکان نمایش‌های خود را روی صحنه می‌برم، تعداد زیادی از متن‌های شناخته‌شده از جمله «هشتمین سفر سندباد» نوشته بهرام بیضایی، «اتللو» نوشته شکسپیر، «آرامسایشگاه» نوشته بهمن فرسی، «لال‌بازی‌ها» نوشته ساعدی، «آنتیگونه» نوشته سوفوکل و… را کارگردانی کردم.
کارگردانی این نمایشنامه‌ها آن‌هم در شهرستان کوچکی مانند بوکان کار آسانی نیست، اجرای بعضی از این نمایشنامه‌‌ها در تهران هم به‌آسانی ممکن نخواهد بود.

چطور از عهده اجرای این نمایش‌ها برآمدید؟
ما از ۱۹سال پیش گروه تئاتری بنیانگذاری کردیم که این گروه به‌شکل فعال تا به امروز کار می‌کند. در این ۱۹ سال تماشاگران خاصی را پرورش دادیم که آن‌ها به‌طور مداوم پیگیر نمایش‌‌هایی هستند که ما روی صحنه می‌بریم. درواقع، می‌توانم بگویم ما ساختار حرفه‌ای را در این شهرستان تعریف کردیم که یک گروه ۱۹سال است به‌طور مداوم کار می‌کند و یکی از عواملی که باعث شد تماشاگران کارهای ما را دنبال کنند هم همین گروهی است که تشکیل دادیم. اعضای آن همگی تحصیلات آکادمیک تئاتری دارند و چهار نفر از آن‌ها فوق‌لیسانس تئاتر هستند. ارتباط مداوم با مرکز و دانش روز تئاتری هم یکی دیگر از عواملی است که کیفیت کارمان را بالا برد.
کیفیت سالنی که در آن نمایش‌های خود را اجرا می‌کنید، چطور است؟ آیا این سالن مختص اجرای تئاتر است؟
متاسفانه سالنی که در آن نمایش‌های خود را روی صحنه می‌بریم، سالن تئاتر نیست. در شهرستان‌ها سالن تخصصی اجرای تئاتر وجود ندارد و بیشتر سالن‌ها چندمنظوره‌ هستند که در آن‌ها اجرای موسیقی و نمایش انجام و در مناسبت‌های مختلف هم برنامه‌های مناسبتی در آن‌ها برگزار می‌شود. ما تنها توانستیم با تغییراتی که در پس‌زمینه سالن و کف‌پوش ایجاد کردیم وضعیت را کمی مناسبت کنیم؛ به هرحال شرایط ایدئال نیست، اما سالن برای اجرای نمایش مناسب شده است.
به چه دلیلی این متن را انتخاب کردید. چه انگیزه‌ای باعث شد سراغ اجرای این نمایشنامه بروید؟
«بیرون پشت در» تنها نمایشنامه این نویسنده است که در دوران جوانی فوت کرد. او به‌اجبار به‌عنوان سرباز آلمان نازی به جنگ فرستاده شد و علت اصلی این‌که او این متن را نوشت، همین رفتن از روی اجبار به جنگ بود. وقتی یک کارگردان نمایشنامه خارجی انتخاب می‌کند، به اعتقاد من، باید استراتژی خاصی داشته باشد و با تحلیل مشخصی سراغ آن نمایشنامه برود.
این نمایشنامه به آن‌چه در این سال‌ها در دوروبرمان اتفاق افتاد، بسیار نزدیک بود؛ ما شاهد پیامدهای وحشتناک جنگ تکفیری‌ها و نیروهای داعش در اطراف مرزها بودیم؛ به‌ویژه روی ما کردها هجمه بیشتری وجود داشت. از سوی دیگر، به جنگ و تخریب آن در این نمایشنامه اشاره شده بود و جزئیاتی هم در متن وجود داشت که با زندگی خودمان سازگار بود؛ از جمله این‌که بعضی‌ها چطور می‌توانند از جنگ بهره‌برداری کنند در حالی که همیشه افرادی که درگیر جنگ هستند، قربانی می‌شوند. ما کردها همیشه قربانیان جنگ بودیم و نفعی از بازسازی پس از جنگ نبردیم. همه این‌ها را وقتی کنار هم بگذاریم، می‌بینیم این نمایشنامه برای اجرا در شرایط امروز ما مناسب است و تماشاگر ما می‌تواند ارتباط خوبی با آن برقرار کند و شرایط موجود در آن برای او ملموس باشد.

مجوز اجرای نمایشنامه‌ها در شهرستان ازسوی کدام نهاد صادر می‌شود؟ برای گرفتن مجوز اجرا برای نمایشنامه‌هایی که روی صحنه بردید، مشکلی نداشتید؟
در سال‌های قبل به این شکل بود که اداره ارشاد کل استان‌ها مجوز اجرای نمایشنامه‌ها را صادر می‌کرد، اما حالا خوشبختانه شهرستان‌هایی که کارشناس تئاتر دارند، در اداره ارشاد شهرستان شورای نمایش وجود دارد و مجوز نمایش‌ها ازسوی همین شورا صادر می‌شود و در شهرستان بوکان هم همین اتفاق می‌افتد. شورای نمایش موجود در اداره ارشاد شهر مجوز اجرای همه نمایش‌‌های را خود صادر می‌کند.
به نظر می‌رسد گرفتن مجوز برای نمایشنامه‌هایی که در بوکان کار کردید آسان‌تر از تهران است؛ چراکه بعضی از این نمایش‌ها در تهران به‌سختی مجوز می‌گیرند.
همیشه فشارها وجود دارد، اما نکته این است که بعضی اوقات فضا بازتر و بعضی اوقات بسته‌ می‌شود. من متن ساعدی را با معلولان ذهنی در جشنواره تهران اجرا کردم و به‌واسطه اجرای این نمایشنامه در جشنواره، اجرای عمومی آن در شهرستان هم اتفاق افتاد و ما توانستیم این متن را روی صحنه ببریم. همین عامل باعث شد فضا برای اجرای عمومی آن نمایش بازتر شود و این اتفاق بیفتد. من از روزنه‌های کوچک همیشه استفاده می‌کنم. حتی سال۸۲ نمایشنامه‌ای از نعلبندیان به نام «صندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم»را هم در شهرستان روی صحنه بردم که اجرای آن در تهران ‌سخت خواهد بود.
نکته این‌جاست که کسانی که به این نمایشنامه‌ها مجوز می‌دادند از این ممنوعیت‌ها باخبر بودند یا نه؟
این امکان وجود داشت که در آن زمان نویسنده آن را به‌خوبی نمی‌شناختند؛ چون این نمایش از نخستین اجراهای گروه ما بود، اما نمایشنامه‌خوانی آن در تهران اجرا شده بود با این حال اجرای صحنه‌ای را در آن‌جا هم نداشتیم.
گویا شما کارمند اداره ارشاد شهرستان هستید. این امکان وجود دارد که شغل شما که مرتبط با تئاتر است در گرفتن مجوز برای اجرای نمایش‌های‌تان دخیل باشد؟
بله، من کارشناس تئاتر در اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان خودمان هستم و اتفاقاتی که در تئاتر رخ می‌دهند، اخذ مجوزها و اجرای نمایش‌ها را ساماندهی می‌کنم، اما خیلی از مواردی که گفتم، متعلق به دوره‌ای بود که من کارمند ارشاد نبودم. نمی‌خواهم الان فضا را ایدئال جلوه بدهم، اما می‌دانم اجرای این نمایشنامه‌ها به‌خاطر استراتژی، پافشاری و اطمینان‌سازی گروه ما بوده که از گذشته تا به امروز وجود داشته است.
نمایشنامه‌های شما تا چه میزان با استقبال مخاطب روبه‌رو می‌شود؟
نمایش «بیرون پشت در» با استقبال فوق‌العاده‌ای روبه‌رو بود؛ به‌طوری که خودمان هم شوکه شدیم. کار همزمان با زلزله کرمانشاه روی صحنه رفت و ما فروش روزهای اول اجرا را به زلزله‌زدگان کرمانشاه اختصاص دادیم. سالن اجرای ما ۵۰۰ نفر ظرفیت دارد که این نمایش در همه این سه روز با ظرفیت کامل روی صحنه رفت و در پایان اجرا آمار هزارو600 تا هزارو 700 تماشاگر داشتیم که برای اجرای یک نمایش در شهر کوچک آمار بسیار خوبی است.
بلیت‌های این نمایش با چه قیمتی به فروش می‌رود؟
اجرای تئاتر هزینه دارد. هزینه لباس، گریم یا خیلی ریزه‌کاری‌های دیگر را از جیب خودمان پرداخت می‌کنیم تا مردم بتوانند نمایش را ببینند و به‌راحتی بلیت بخرند؛ به همین دلیل نمی‌توانیم قیمت بلیت را خیلی گران برای نمایش خود تعیین کنیم. ما با بلیت 10 هزار تومانی نمایش را روی صحنه می‌بریم تا این‌که فرهنگ نمایش‌دیدن در شهرستان جا بیفتد که خوشبختانه این اتفاق در شهرستان ما رخ داده است.(بلیط نمایش «بیرون پشت در» در بوکان 5000تومان بود) 
سالن سینما در شهرستان شما وجود دارد؛ می‌خواهم بدانم این میزان اقبال به تئاتر به دلیل این نیست که تنها فعالیت فرهنگی شهرستان بوکان اجرای همین نمایش‌هاست؟
در این شهرستان سالن سینما داریم، اما متاسفانه به‌دلیل استقبال‌نکردن یا نبود سرمایه‌گذاری مناسب تعطیل است، اما خوشبختانه بوکان در منطقه ما یک برند فرهنگی است و بیشتر به‌عنوان شهر فرهنگی شناخته شده که در زمینه‌های مختلف فرهنگی ازجمله ادبیات، کاریکاتور، هنرهای تجسمی، موسیقی و تئاتر جزو شهرهای پیشرفته است. کنسرت‌های زیادی در این شهر برگزار می‌شود و از این جهت وضعیت خوبی داریم.
اعضای گروه چطور می‌توانند زندگی خود را بگذارنند. به تئاتر به‌عنوان شغل دوم می‌پردازند؟
ما اکثرا در گروه شاغل هستیم؛ البته شاید من دوست نداشته باشم، کارمند باشم، اما به دلیل این‌که شرایط حرفه‌ای بر تئاتر ما حاکم نیست، همه اعضای گروه از وقت‌های محدود بیکاری خود برای تئاتر استفاده می‌کنند.
حالا به‌عنوان یکی از فعالان حرفه‌ای تئاتر در شهرستان، وضعیت نمایش در شهرستان‌ها را چطور می‌بینید و چقدر میان تئاتر حرفه‌ای در تهران و شهرستان تفاوت وجود دارد؟


تئاتر در تهران و شهرستان تفاوت‌های عمده‌ای دارد که هم مزایا و هم معایب خاص خود را دارد. تئاتر کارکردن در تهران به‌دلیل هماهنگی بین اعضای گروه و جمع‌کردن آن کار بسیار سختی است و هزینه‌های زیادی هم دارد؛ چون باید با همه بازیگران و عوامل قرارداد بسته شود و همین کار هزینه بالایی را طلب می‌کند. از نکات دیگر اجرای تئاتر در تهران پرداختن رسانه‌ها به نمایش‌های روی صحنه است، اما متاسفانه در شهرستان این اتفاق رخ نمی‌دهد و به‌طور محدود خبرهای اجرای نمایش‌های شهرستانی در رسانه‌ها کار می‌شود. بودجه‌ای که صرف تئاتر می‌شود و در تهران در مقایسه با شهرستان قابل قیاس نیست. یک تئاتر معمولی در تهران حداقل کف بودجه‌ای در حدود ۲۰ میلیون تومان دارد که از این میزان نمی‌توان کمتر برای تئاتر در تهران بودجه‌ای تعریف کرد، اما در شهرستان آن‌قدر این رقم خنده‌دار است که خجالت می‌کشم آن را بیان کنم. در شهرستان ۵۰۰ هزار تومان برای اجرای هر نمایش داده می‌شود که در واقع با آن نمی‌توان هیچ کاری انجام داد. همه این‌ها به مشکلات در سیاست‌گذاری در تئاتر کشور و تمرکزگرایی روی تئاتر تهران برمی‌گردد. انگار همه اتفاقات در تئاتر تهران رخ می‌دهد و جایی برای اجرای نمایش در شهرستان‌ها باقی نمی‌ماند. مرکزگرایی باعث شده همه تئاتری‌های شهرستان‌ها به تهران کوچ کنند. در حال حاضر ۹۰ درصد بدنه تئاتر حرفه‌ای تهران را شهرستانی‌ها تشکیل می‌دهند. آن‌ها به‌دلیل همین بودجه و تمرکز رسانه‌ها به تهران آمده‌اند، اما اگر این بودجه به‌طور عادلانه میان تهران و شهرستان تقسیم شود، همه اهالی شهرستان که به تهران کوچ کردند به شهرهای خود بازخواهند گشت و این اتفاق باعث می‌شود ما در کل کشور با تئاتر حرفه‌ای مواجه باشیم. تئاتری‌های شهرستان با مشکلات زیادی در تهران کار می‌کنند، اما همه آن‌ها را به جان می‌خرند تا این‌که پول و رسانه را در اختیار داشته باشد، اما اگر این دو فاکتور در کل کشور پخش شود، وضعیت تئاتر در همه ایران بهبود پیدا می‌کند. در کشورهایی که از لحاظ تئاتر توسعه‌یافته هستند این تقسیم امکانات به‌صورت عادلانه وجود دارد؛ مثلا در لهستان، ورشو به‌عنوان پایتخت حرف چندانی در تئاتر ندارد، اما شهر کراکوف شهر کوچک و حاشیه‌ای است که از لحاظ اجرای تئاتر حرفه‌ای به‌شدت قوی است یا در اسکاتلند، بزرگ‌ترین جشنواره تئاتری دنیا به نام ادینبرو در این شهر کوچک برگزار می‌شود یا در آلمان فقط در برلین تئاترهای باکیفیت روی صحنه نمی‌رود، بلکه در مونیخ هم تئاتر به‌صورت حرفه‌ای اجرا می‌شود. در تئاتر ایران زمانی این اتفاق رخ خواهد داد که تمرکزگرایی از بین برود و دو فاکتور پول و رسانه به‌صورت عادلانه در کل کشور پخش شود. زمانی‌که من در تهران بودم همیشه جزو منتقدان این جریان بودم و مدام در همه مطالب خود به این مشکل اشاره می‌کردم، اما در جایی به خودم گفتم باید این کار را از خودم شروع کنم.
با این‌که در تهران وضعیت خوبی از لحاظ حرفه‌ای و کار داشتم، تصمیم گرفتم به سهم خودم به تئاتر شهرستان کمک کنم و به شهر خودم آمدم تا این‌جا تئاتر روی صحنه ببرم. با این‌که این کار مرا از قلب ماجرا و تهران جدا کرد، اما معتقدم باید این کار را از جایی شروع می‌کردم. به نظر من، همه تئاتری‌های اهل شهرستان باید تلاش کنند و تصمیم بگیرند که تمرکززدایی را از تهران شروع کنند و آن را از بین ببرند.
فکر می‌کنید کار درستی انجام داده‌اید و از این‌که از تهران به شهرستان رفتید، پشیمان نشدید؟
فکر می‌کنم این کار نتایج خوبی به همراه داشت. ما تئاتر کار می‌کنیم تا تماشاگر داشته باشیم و این‌جا هم من تماشاگر خود را دارم. اگر نمایش را در تهران روی صحنه می‌بردم، همین تعداد تماشاگر داشتم، اما کارکردن در شهرستان بسیار راحت‌تر است؛ چون ما از لحاظ جمع‌کردن گروه و هزینه‌های که باید به بازیگر اختصاص دهیم راحت‌تر کار می‌کنیم. بازیگران اعضای گروه ما به‌صورت گروهی کار می‌کنند و هیچ‌وقت آن طمع و چشمداشتی را که بازیگران تهران از گروه دارند، نخواهند داشت. همه‌چیز برای همه هست و ما معنی واقعی گروه را در این‌جا متبلور کردیم؛ البته رفتن از تهران ضررهایی برای من به همراه داشت. خیلی از چیزها را از دست دادم، اما از لحاظ تئاتر زیاد کار کردم، پشیمان نیستم چون آن‌جا نمی‌توانستم کار کنم. من نمی‌توانم نمایشی را با دو سه هفته تمرین روی صحنه ببرم. ما حدود یک سال و نیم است که روی نمایش «بیرون پشت در» کار می‌کنیم. تیرماه سال گذشته فقط یک ماه برای تحلیل متن وقت گذاشتیم.
پس با این حساب، تنها سالی یک‌بار می‌توانید نمایش خود را روی صحنه ببرید؟
البته اگر فرصتی پیش بیاید، ما در شهرهای دیگر هم اجرا خواهیم داشت، اما معمولا سالی یک نمایش یا حتی یک سال و نیم یک بار نمایشی را روی صحنه می‌بریم.
شهرستان بوکان چند چقدر جمعیت دارد؟
این شهرستان حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ هزار نفر جمعیت دارد.
آیا با کار در تئاتر می‌توان در شهرستان گذران زندگی کرد؟
تنها در صورتی که جشنواره‌ای کار کنید، می‌توانید با تئاتر ارتزاق کنید. افرادی هستند در شهرستان که همه جشنواره‌های منطقه‌ای، استانی و کشوری را رصد می‌کنند و برای شرکت در همه این جشنواره‌ها متن می‌دهند، اما اشکال کار این است که اکثر این جشنواره‌ها، موضوعی هستند و باید متناسب با موضوع آن‌ها کار کرد و این کار با ذات هنر و تئاتر سازگار نیست یا باید به‌صورت جشنواره‌ای کار کنید یا این‌که برای نهادهای مختلف سفارشی نمایش روی صحنه ببرید که این کار هم شما را از فضای هنری دور می‌کند. تلاش کردیم از لحاظ مالی، آماتور و از لحاظ کاری، حرفه‌ای باشیم و زندگی خود را به شیوه دیگر تامین کنیم.
شما نمایش‌های خود را به زبان بومی روی صحنه می‌برید؟
تقریباً 6-7 سالی است که نمایش‌هایم را به زبان کردی اجرا می‌کنم. پیش از این بسیاری از نمایش‌ها را به زبان فارسی روی صحنه می‌بردم، اما حالا چند سالی است این کار به زبان بومی بوکان انجام می‌شود. این کار نه به‌دلیل تعصب بلکه به‌دلیل ارتباط بیشتر با تماشاگر بومی و استفاده از بازیگرانی است که همه بومی هستند و با زبان مادری و محلی راحت‌تر کار می‌کنند، وگرنه نمایش «آنتیگونه» را در جشنواره در تهران به زبان فارسی اجرا کردیم.
منبع:

https://asemandaily.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like