در حضور باد [یک مضحکه‌ی بی‌معنی]- عبدالرحمن عزیزی

عبدالرحمن عزیزی

در حضور باد
[یک مضحکه‌ی بی‌معنی]
نوشته : بهرام بیضایی
کارگردان : بهروز اسراری
زمان اجرا نیمه دوم مهرماه1393
بوکان
سال 1347شاید زمانی است که بیشتر شما هنوز به دنیا نیامده بودید .

و تعجب خواهی کرد اگر بگویم که هیچ تغییری در دنیا بوجود نیامده است .
این نمایشنامه در فضایی تخیلی اتفاق می افتند .

سه شخصیت بعد از نابود کردن دنیا باقی مانده اند .

هرکدام در واقع مسئول نابودی ان هستند .

اما باز در یافتن مسئول نابودی ان هستند و گناه ان را به دیگری یا دیگران نسبت می دهند . دنیای که بهرام بیضایی ان را در ابتدای نمایشنامه این چنین توضیح می دهد .

[یک مضحکه‌ی بی‌معنی]
مضحکه ی که هر تانیه اش در حال تکرار است .

قبل از حنگ و بعد از جنگ شعار اشتی همه جا شنیده می شود .
آشتی چیز خوبی است .
جمله ای که این روز ها در تمامی کره خاکی شنیده می شود .

در اوکراین و امریکا وافغانستان و عراق وپاکستان و این روز ها در همه جای دنیا حتی دنیای مجازی و تخیلی .
سرمداران در سخنرانی های اتشین خود با خواندن اشعار فردوسی وسعدی روز های اشتی وعید باستانی را به ما تبریک می گویند و دنیای پر از دوستی واشتی را به ما ارمغان می دهند .

وهنوز صدایشان در گوش ها می پیچد که تن ها گرمی گلوله را بر بدن وتیزی چاقو را بر گلو حس می کنند .

وهمه چیز [یک مضحکه‌ی بی‌معنی] است که بهرام بیضایی ان را در ابتدای نمایشنامه ” در حضور باد ” در سال 1347 شمسی قید کرده است .

دنیایی که همه ما در طول زندگی مان شاهد بوده ایم و نسل اینده نیز مانند ما وگذشتگانمان شاهد بوده اند . و هستند وخواهند بود
نمایش ” در حضور باد” توسط گروه تئاتر مانا از کارگاه تئاتر کوچک به روی صحنه میرود .

واین [یک مضحکه‌ی بی‌معنی]
با کارگردانی : بهروز اسراری

با بازیگری اسماعیل احمدیان – عبدالرحمن عزیزی- و هنرمند جوان ” لطیف شکر زاد” در اواسط مهرماه 1393 به نمایش عموم در خواهد امد .
بهروز اسراری با موشکافی این نمایشنامه در طول 5 ماه وتجزیه وتحلیل جزبه جز ان می رود تا مرزهای هنر نمایش را بار دیگر دره نوردد و با طرحی نو وشکلی جدید از اجرا و بازیگری بر صحنه نمایش به اجرا بگذارد.

تا بار دیگر جایگاه واقعی تئاتر در این شهرستان ومنطقه را به اوج واقعی ودر خور توجه خود برساند .
اسراری با تکیه به مهارت های بازیگران پیشکسوت در این نمایش ، مهارت های واقعی در زمینه کارگردانی وطراحی صحنه ، و بازیگری را در معرض قضاوت تماشاگرانش قرار دهد و همه انها را بار دیگر به شگفتی وا دارد.
نمایش در حضور باد در واقع طرحی نو در ساختارشکنی بازیگری و تجزیه وتحلیل نمایشنامه و ارایه ان به زبان بسیار ساده و قابل فهم برای همگان است .
در نمایش ” در حضور باد ” این [یک مضحکه‌ی بی‌معنی] همه چیز حتی شکل دکور ها شبیه سازی شده ونمایشی ترین ووسایل به کار برده می شوند و تنها چیزی شبیه به اسباب بازی های بی اهمیتی است که یافت می شوند .

و بازیگران با اشاره ای معنا دار ان را به تماشاگران معرفی می کنند .
میانجی: ولی با همه‌ی دخالتی که ما نداشته‌ایم- صبر کنید ببینم- [دقیق می‌شود] آقایان – با کمال احترام- ممکنه جیب‌هاتون رو بگردید؟
مرد دراز: [گیج] جیب‌ها؟
میانجی: بگردید!
مرد چاق: [گیج] توی جیب ما خیلی چیزها هست.
میانجی: ولی یک چیز مشخص؛ بله – سر یک چیز مشخص از جیبتان بیرون مانده.
مرد چاق: راستی؟ [دستش با اسلحه از جیب بیرون می‌آید] عجب، این دیگه چیه؟
مرد دراز: [دستش با اسلحه‌ای بیرون می‌آید] دهه! کی این رو گذاشته توی جیب من؟
مرد چاق: اصلاً این از کجا پیداش شده؟
میانجی: امتحان کنید؛ شاید یک اسباب‌بازی معمولی باشه. یا فقط برای دفاع شخصی!
مرد چاق: نه نه؛ این خطرناکه. بهش دست نزنید!
مرد دراز: بکشید کنار؛ مواظب باشید! خطر؛ خطر!

واین بر گرفته از نیروی خلاقانه اسراری در افرینش طراحی صحنه برای این نمایش است .
اسراری با تکیه بر تکنیک های برتولت برشت که معتقد بود که به جای حس کردن , تماشاگر را باید به تفکر واداشت.

تئاتر باید به عنوان یک تجربه و یک برخورد, مورد استفاده قرار گیرد تا تماشاگر بخشی از آن شود و از انفعال در آید و به یک «منتقد» تبدیل گردد و در این نمایش تا حد زیادی از عناصر تئاتر برشتی از قبیل آشنایی زدایی و همچنین جنبه های «اپیک» یا «حماسی» بهره گرفته شده است.
و در نهایت تماشاگر باید به این نتیجه برسد که چقدر عبرت در این مضجکه بی معنی است . وانگاه است که موفقیت نمایش در ارایه رسالتش به تماشاگرانش موفق بوده است .
” نمایشنامه در حضور باد” نگارش یافته در سال 1347 به لحاظ زمانی ومکانی و به طور کلی به تحولات دنیای حاضر ویا زمان ومکان خاصی وابسته نیست و هیچ برشی با دنیای گذشته وحال واینده نخواهد داشت .
نمایش در حضور باد نگاهی گذرا اما عمیق به هرج ومرج های دنیای ما دارد که به وسیله سرمداران رقم می خورد و بدون انکه مانعی در جلو روی انان قرار گیرد سلسله وار برای نسل های بعدی وبعدی وبعدی تکرار می شود .

از انتحار وکشتن وتجاوز و نابودی همه چیز و دوباره و دوباره شعار اشتی وانسانیت وحقوق بشر .
در طول نمایش هرگز مشخص نخواهد شد که از چه زمانی ویرانی اغاز شده و تا چه زمانی ادامه خواهد داشت .

از غار نشینی یا چیزی شبیه ان شخصیت میانجی تا سنگرها وماواهای تا دندان مسلح و پیشرفته چاق ولاغر همه گویای این واقعیت است که نابودی انسانها هیچ اهمیتی نخواهد داشت و همیشه ادامه دارد .

و انچه تاثیر نکند و وجو د ندارد اخلاق و تعهد و احترام به انسانیت است .
و نمایشنامه در نقطه ای که باید پایان می یابد… که در اصل اغاز کننده نمایش جدید است .
عبدالرحمن عزیزی 28 شهریور 1393

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like