مرگ خاموشی شمع تئاتر 

مرگ خاموشی شمع تئاتر در شهرستان ها به فاجعه ملی تبدیل خواهد شد-

عبدالرحمن عزیزی


” چه خوشمان بیاید چه نیاید ، چه بپذیریم و یا نپذیریم ، تئاتر در شهرستان ها مانند پیکر وروح یک معتاد به خطرناک ترین مواد مخدر در حال افول و رو به مرگ است .

آب حیات وکیمیای زندگی جاویدان لازم دارد تا دوباره سرپا بایستد .آن هم با داشتن انسان های با فوق تخصصص و متعهد و مومن وایرانی دلسوز .با داشتن انسان های باتجربه ومتبحر و از بزرگ خاندان تئاتری که دست به دست هم بدهند و اتحادی سیستمی واداری و آکادمیک تشکیل بدهند در غیر این صورت این سونامی مرگ تئاتر از شهرستانها به مرکز نیز سرایت خواهد کرد ومرگ خاموش تئاتر به فاجعه ملی تبدیل خواهد شد .

دانش ، اعتماد ، انسجام ، تعهد وهمکاری پایه شروع هنر تئاتر است .اولین قدم برای شناخت مشکلات تئاتر روشن کردن این موضوع است که” آیا تئاتر در ایران جزئ از فرهنگ ایرانی است یا خیر؟ آیا تئاتر جز فرهنگ ملیت های ایرانی است یا خیر؟ ایا دولت جمهوری اسلامی ایران تئار را بعنوان یک مقوله فرهنگی وهنری می شناسد ؟ آیا در چهارب وچوب های تعریف شده برای انقلاب و سیاست های نظام گنجانده شده است یا خیر؟

به طورقطع پاسخ مثبت است . پس برای حل این موضوع باید از نقطعه اول مملکت و منابع تصمیم گیرنده آن این موضوع به صورت شفاف وعلنی مطرح شود . خانه ملت اولین جایگاه رسمی برای آن است . شورای عالی انقلاب فرهنگی جایگاهی است برای اعلان این موضوع . ریاست جهموری مرجع اجرای آن و قوه قضاییه مدافع حقوق مدنی واجتماعی وفردی وامنیتی وشغلی هنرمندان است . اگر از رأس این هرم اقدامی نشود هنرمندان تئاتری هیچ گاه نمی توانند برمشکلات فایق آیند و تنها خاطره آن هاست که می ماند .

هنرمند بودن به معنای ماورایی بودن نیست. انسانی است با داشتن هزینه های چه بسا بیشتر از دیگران . برای ارایه خدماتش احتیاج به فضا ومکان خاص و امکانات خاصی دارد که دراختیار مراجع خاصی است .

زمانی که دولت، تئاتر را به عنوان یک فرهنگ ملی شناخت مانند همه زمینه های دیگر فرهنگی برای آن هزینه نیز خواهد پرداخت . این هزینه چنانچه در چهارجوب های مشخص وشفاف وقانونی هزینه شود کمتر دچار فساد ورکود خواهد گردید . ادارات موزای و جریانات خاص هم نقش چندانی در تغییر مسیر آن نخواهند داشت . ووابستگی به آن ها نیزکمتر خواهد شد . وهنر تئاتربشتراستقلال خود را می یابد. در حال حاضر یکی از بزرگ ترین معایب وبزرگ ترین مشکل تئاتر خصوصن در شهرستان ها تأثیر چشمگیر در روند رشد آن وجود دستگاه های وابسته به نهاد های مشخص مانند، فرهنگ سراهای محله ، کانون های هنری هلال احمر ، دفاتر حمایت از زندانیان ، دفتر هنرمندان تئاتر بسیج ، انجمن نمایش،حوزه هنری، سازمان تبلیغات اسلامی، کانون های تربیتی آموزش وپروررش، کانون فکری کودکان ونوجوانان، دفتر استقرار، مجتمع فرهنگی وهنری مناطق،دفتر جشنواره های شهرستانی واستانی ومنطقه ای درقالب های مختلف ، دفاتر تئاتروجشنواره های دانشجویی ودانش اموزی و مناسبتی واجرای جنگ های شادی، دفاتر هنرهای نمایش کانون های جهان گردی و خیلی های دیگری است، واین اواخر اسپانسرهای عجیب وغریب که باعث از بین رفتن استقلال فکری وهنری تئاتر شود وناخواسته به عنوان مجری خواسته های تبلیغاتی این دستگاه ها تبدیل گردد و از تئاتر مردمی وایرانی دور شود . چرا که تنها به ارایه نمایشی های خواهند پرداخت که به قول معروف ارزشی ودستگاه های متبوعه برای اهداف کارشان می خواهند تا آمارش را بدهند.

همه می دانند که تئاتر وابسته و دولتی وحکومتی هنری نیست . نمایشی برای تبلیغات جریانی خاص که بناچار برای پرکردن سالن نمایش بادستور مقامات و از کودکان دانش اموز با اتوبوس تماشاگر می آورند و سپس اما رأی غیر واقعی ارایه می دهند که دور از واقعیت است .

در غیر این صورت تئاتری وهنرمند تئاتر خصوصن درشهرستان ها حمایت نمی شوند ومورد ظلم مضاعف قرار خواهند گرفت واز صحنه طرد خواهند شد وچیزی به نام تئاتر مردمی نخواهد بود واجرای شهری وعمومی نخواهد داشت وهمه چیز تئاتر درآن ها وجشنواره های شان خلاصه خواهند شد .

در حال حاضر آخرین نفس های تئاتر در مرکز کشیده می شود . ومسئوین سراسیمه نیز برای کنترل ان فقط وفقط به این نقطه خیره شده اند که باعث مرکزگرایی و تهرانی شدن تئاتر گردیده است و این حمایت اشتباه از مرکز باعث وارد ساختن لطمات جبران ناپذیری به فرهنگ تئاتر جوامع دیگر ایرانی شده است به طوری که یا باعث مرگ تئاتر شهرستان ها شده ویا باعث مهاجرت تئاتری به تهران میشود که متأسانه باعث عقب نشینی قشر تئاتررو ومشتری های خدمات تئاتر در تهران نیز خواهد شد . وطولی نخواهد پایید که کل فرهنگ تئاتر نیز به مرض واگیر داری بنام رکود تماشاگر مبتلا خواهدشد . وهنرمندی هم در این وادی بماند از جیب حقیرشان مایه خواهند گذاشت ودر نهایت سرخورده وخسته از دایره تئاتر برون خواهد رفت ویا به امید روزی بهتر به دیار فرنگ مهاجرت می کند .

عدم شفافیت در خرج کردن برای تئاتر وهزینه های اشتباه در مقوله های تئاتری مانند جشنواره های که متاسفانه بعضا نام بین اللملی را نیز یدک می کشند ظلم مضاعفی است بر تئاتر شهرستان ها و مردم .

مثلن در شهرستانی برای یک اجرای عمومی به گروه سیصد هزارتومان در سال ۹۳ پرداخت شده است اما برای هر نمایش که در جشنواره ان شهرستان ورود پیدا می کند حدود بیست تا سی میلیون تومان هزینه برای اداره اشاد دارد . واخیرا در جشنوارها مدت زمان را هم کاهش داده و در دو سالن هشت نمایش در یک روز ونصفی ، افتتاح و برگزار و اختتامیه می شود .

دعوت پر هزینه از گروه های تئاتری خارجی برای یک ویا چند اجرای محدود در تهران نه تنها تأثیری بر روند تئاتر نخواهد داشت بلکه باعث فقر مالی بیشتر تئاتر شهرستان ها خواهد بود و باعث خوشحالی تعداد کسانی است که حتا به تعداد انگشتان نیست .

اشتباه دیگری در ارتباط با دمیدن نفس مسیحایی تئاتر شهرستان ، دعوت بی جا و نسنجیده از گروه های شهرستانی برای اجرا در مرکز است . گروه های نمایشی برای فرار از مشکلات تئاتری در شهرستان خودشان برای اجرا به مرکز می روند ، با هر منطق وفلسفه ای که حساب کنیم تعداد تماشاگران یک شهرستان در مقایسه با جمعیت ۱۲ تا ۱۵ میلیون مرکز در وضعیت بهتری قرار دارد . حال از این نیز بگذریم یک گروه شهرستانی با هزارها بلا ومصیبتی که از ابتدای کارشان گیربانگیرشان می شود وهفت خوان دریافت مجوز وتائیدیه را طی می کنند تا اجرای عمومی داشته باشند به جشنواره شهرستانی واستانی ومنطقه ای وفجر پیدا کنند واگر مورد لطف وعنایت بازبینان وداوران و مسئولین قرار گیرند و خرج کردن هزینه های بسیاری از جیب مبارک خودشان ویاخانواده شان یک ویا چند اجرا در دور افتاده ترین سالن مرکزبا تعداد بسیار کمی تماشاچی ، نصیب شان خواهد شد که نه تنها باعث تحقیر شان می شود هیچ تاثیری هم در روند کارشان ، واموزش بهتر شان نخواهد شد ودیگر هیچ .

البته وهزار البته که همه مسئولین که خودشان تئاتری باشند می دانند ودرک می کنند .

از دیگر مشکلات تئاتر در شهرستان ها از متن نمایشنامه و کارگردان باتجربه وباسواد و غیره که بگذریم نبود امکانات استاندارد برای اجرای یک اثر نمایشی است ،تجهیزات و امکانات مانند: نور، دکور، لباس، گریم، سالن ، به طوری که نبود هریک از آن ها باعث ارایه یک نمایش بی کیفیت می شود .

مثلن در بیش از نود درصد شهرستان ها فاقد سالن ویژه اجرای تئاتر هستند و اندک سالن های هم وجود دارند فاقد هرگونه استاندارد های یک سالن امفی تئاتر است .

بیشتر سالن ها موجود ،سالن های اجتماعات شهری است که سن آن ها بسیار کوچک در اندازه مراسمات سخنرانی ویا خیلی بزرگ که برای کار تئاتر تعریف نشده ومناسب نیست به همین علت در شهرستان‌ها طراحی نور یا نورپردازی برای نمایش با مشکل مواجه می‌شود. چرا که با خراب شدن نور در چنین سالن‌هائی به علت چند منظوره بودن، نورهای موضعی یا چهره مهم نیست بلکه تنها روشن شدن سالن اهمیت دارد و هدف رفع نیاز آنی برای اجرای مراسمات است. برای برنامه‌هائی به غیر از نمایش نورهای اختصاصی اصلن نیاز نیست پس امکاناتی مانند سالن نمایش، غیرقابل انکار است که البته در بسیاری از شهرستان‌ها هنوز مشکل اول و اساسی است و هنرمندان با اشکالات و مشکلات بسیاری دست به اجرای نمایش می‌زنند.

به طور مثال : شهرستان بوکان درآذربایجان غربی فاقد امفی تئاتر استاندارد است . سالن سینما وحدت سالنی بسیار بزرگ که برای اجرای تئاتر مناسب نبوده وسال ها است مانند بسیاری از سینماهای کشور تعطیل وروبه خرابی است و سالن کوچک مجتمع فرهنگی وادراه کتابخانه در پارک ملت تنها برای انجام مراسمات سخنرانی است . سالن کوثر سازمان تبلیغات به علت ورودی های نامناسب ووجود ستون های در وسط سالن و سن کوچک فاقد کارایی لازم برای اجرای نمایش وحضور تماشاگران تئاتر و سالن چند منظوره فرهنگسرای سیمرغ در خیابان ساحلی نیز فاقد استاندارهای نور پردازی و صدابرداری وامکانات اولیه برای اجرای تئاتر است . که درحال حاضر خود نعمتی است برای هنرمندان نمایش . که در ان طول سال برنامه های مختلفی مانند شب شعر، جنگ شادی، همایش‌ها ونمایش فیلم و سمینارهای مختلفی پژشکی وعلمی وفرهنگی وسیاسی و غیره در آن برگزار می‌شود که نور های آن تنها برای روشن شدن داخل سالن بوده و برای ایجاد افکت های نوری تئاتر مناسب نیست .

فریاد برای کمبود امکانات و تجهیزات در شهرستان‌ها به صورت یک شعار تکراری شده است و بارها و بارها از سوی مسئولین و فعالان تئاتر شهرستان‌ها بر زبان آمده است ، هنرمندان شهرستانی با نداشته‌های خود همزیستی مسالمت آمیزی داشته و با کمترین امکانات همچنان فعالیت می‌نمایند که بی شک این امر در تولید و کیفیت آثار بی اثر نبوده است.

از دیگر مشکلات تئاتر شهرستان امنیت شغلی و شغلی بنام هنر تئاتراست .هرکسی در شهرستان به تئاتر به عنوان حرفه و شغل نگاه می‌کند و تئاتر را تأمین کننده معاش دانسته‌اند دچار مشکلات اقتصادی‌ وبعضا روانی می شوند و خانوادهای از هم پاشیده ودر زیر خط فقر خواهند داشت . یک هنرمند تئاتر در شهرستان برای امرار معاش مجبوراست حرفه یا کار دیگری برگزیند به این لحاظ یک تئاتری که تنها بخش کوچکی از زندگی خود را صرف کارهائی می‌شود که معیشت او را تأمین کند. در نتیجه خواه ناخواه بازدهی کاهش می‌یابد. اموزش وتحقیق، پژوهش، عمل و خلاقیت کم شده و هنر تئاتر تنها به صورت یک دل مشغولی هنرمند را ارضا می‌کند. واز اینجا است که بی سوادی تئاتری نیز گریبانگیر شهرستانها هم خواهد شد . ایجاد امنیت حمایت شغلی از قبیل کمک هزینه های اولیه زندگی و بیمه تامین اجتماعی و ایجاد کارگاههای رسمی اموزش با ارایه مدرک رسمی و قابل استناد از دیگر مقوله های تئاتری شهرستان است .

نبود اموزش و الگویی برای تدریس و ضوابطی برای تشخیص یک کار نمایشی ممتاز وعالی از خوب ومتوسط و ضعیف در گرایش های مختلف رشته هنر نمایش از دیگر مشکلات تئاتر در شهرستانها است .

با اینکه بحث آسیب شناسی تئاتر در شهرستانها سالها است مطرح شده است ونظرات وعقاید وسلیقه های متعدد ی در ان مطرح گردیده است اما هنوز کارشناسان به نتیجه گیری مطلوبی از آن دست نیافته اند .

باید در اسیب شناسی تئاتر در شهرستان ها به ریزترین نکات توجه شایانی گردد که مبادا خدای ناکرده باعث کدورت و سوتفاهم شود .

باید درضوابط تعیین شده برای تئاتر در شهرستان به مقوله عشق وحرفه توجه خاصی داشته باشد . هنرمندی که با یک نگاه حرفه ایی به دنیای تئاتر وارد گشته است جدای از اینکه عشق وعلاقه واستعداد وعمر ووقت خود را صرف ان خواهد کرد از این راه نیز ارتزاق خواهد نمود و چرخ زندگی اش نیز از این را باید به چرخش دراید وهزینه های زندگی اش را نیز تامین نماید .

هنرمندی که با عشق وعلاقه وغریزی با عطش درون وشوریدگی روح ووجود به خلق اثار تئاتری می پردازد و شاهکار خلق می کند در هرصورت به زنچیره ضوابط ارائه اثار هنری خواهد پیوست و یاسای هنری پیروی خواهد نمود . یاسای برای نظم وانظباط و سپاسگزاری از این اثر هنری و می تواند با تقدیر وتشکر بجا و استقبال و تاثیر گذاری نظر مردم در اینده نیز ادامه یابد و نظر مردم وتماشاگران و ضوابط تعیین شده حاکمیت محبوبیت ومغضوبیت هنرمندان را روشن خواهد کرد وبه قضاوت خواهند نشست .

“موکدا تکرار می کنم تئاتر شهرستان به مثابه یک واژه علمی و مبحثی در خور تامل است که جمیعتی فراتر از حد تصور را در برمی گیرد و هیچ گونه تمایزی با تئاتر تهران یا حرفه ایی ندارد ونداشته است . “

عدم آموزش ویادگیری وتوانایی یاددهی در تئاتر باعث تقلید می شود و در بیشتر موارد عدم درک از الگو ویا نقص الگو به بدنه وارد شده و این نقص برجسته وپر رنگ می گردد .

عدم اجرای نمایش برای عموم وفرار به جلو گروهها برای حضور در جشنواره ها و مناسبتها واجرا با هزینه وقرار دادهای ناچیز برای مناسبتها وجریانها و مسابقه برای اجرا در سالن های مرکز باعث مرگ زود هنگام تئاتر در شهرستانها خواهد شد و اگر باهمین روندی که همینک انجام می شود پیشتر برود دیری نخواهد پاید که تئاتر در ایران نفس های اخرش را خواهد کشید

مسئولان اداری رده بالای تئاتردر ایران بسیار خوب به تئاتر توجه دارند اما بعلت گستردگی وبوروکراسی اداری و عدم توجه مسئولان شهرستانی که عمدتن تنها به بخش اداری توجه بیشتری می نمایند تا اعتلای هنر ، تئاتر را بعنوان یک ضرورت نمی شناسند و هیچ گونه ضوابطی نیز برای ان وجود ندارد .

از دیگر موانع بر راه تئاتر در شهرستانها نبود رقابت واقعی برای ایجاد خلق اثار جدی وماندگار است بطوریکه اگر امار جند ساله اخیر را بررسی کنید آثار خلق شده واقعی خصوصا متون نمایشی به تعداد انگشتان نخواهد رسید و هر آن چه نیز خلق شده است بعلت نبود همان ضوابط ورقابت چنان می نماید که هر اچه خودمان نوشته وکار کرده ایم کامل وبی نقص است وشاهکاری هنری است .

نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی و امنیت روانی وشغلی هنرمندان تئاتر ، ممنوعیت و خود سانسوری و عدم تحقیق وپژوهش در میراث ادبیات ملیت ها و کهن ایرانی و عدم سواد تجزیه وتحلیلی آن ها و عدم توجه ادارات ارشاد ومتوالیان اثار نمایشی به این مقوله وپیش سبک ومکاتب و ایسم های هنروغربی وتلاش برای رفتن ره صد ساله در یک شب وهمگامی با هنر بیگانه وپدیده های مد گرایی و عدم همخوانی با فرهنگ مردمی نیز باعث افت سریع و دوری تماشاگران شهرستانی از دیدن نمایش گردیده است . بازیابی و تحقیق و بازسازی اثار وادبیات بومی و یاد گیری شیوه های استفاده از آن ها با استفاده از اموزش مدون ومدوام یکی از راه های نجات تئاتر است .

تئاتر در شهرستان ها به علت همین نقایص است به در جه دویا سه تبدیل می شود و از اصل و هنر تئاتر دور می گردد. یادگیری ، یادگیری ، یادگیری به صورت سیستماتیک واکادمی بصورت مدوام تنها را نجات است . یادگیری برای زیستن و زیستن برای یادگیری.

تفکیک مسئولیت ها و اجرای وظایف و احترام به حقوق دیگران می تواند راه ها رابرای نجات باز بگذارد ” خودت زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند ” کسی که در یک نمایش مسئولیت چندین کار را بعهده می گیرد قذرتی برای ارایه اثری بهتر نخواهد داشت . در بسیاری از کارها در تئاتر شهرستان شاهد بوده ایم که نویسنده وکارگردان وبازیگرو طراح صحنه وبروشور ونور و لباس را یک نفر به عهده دارد حال خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل…

هر کارگاه آموزشی که در شهرستان برگزار می شود متناوب بوده وگاهی هر چند سال یک بار است که متاسفانه خود نیز از بروز مشکلات برای تئاترشهرستانها است . و عملن بازده هی خوبی نخواهد داشت چرا که با تغییر مدرس ومربی هر کلاس وهر ساله باعث می شود سلسه دروس ومباحث از هم گسسته شود وافراد تازه کار و قدیمی های تئاتری بارها در کنارهم قرار گیرند و برای شان مباحث تکراری و بی ارزش گردد و هدفی جز پرکردن کلاس نباشد . در صورتی که کاربرد و کارکرد کلاس حتی نوع مباحث به تناسب تجربه و دانش افراد متفاوت است. ابتدا باید واجدین شرایط و سوابق شرکت کنندگان مورد بررسی قرار بگیرد و سپس کلاس برگزار شود در غیر این صورت چون کلاس مناسب خیلی از افراد حاضر در آن نیست فاقد بازدهی لازم می‌شود.

از دیگر مشکلات تئاتر شهرستان ها عدم شناسایی وبها دادن به هنرمندان پیشکسوت تئاتری است ومعیاری نیز برای یک شناخت یک هنرمند تئاتر وجود ندارد .

هر شخص می تواند خارج از هرگونه ضابطه اخلاقی وهنری و داشتن رابطه و رفت وآمدهای زیادی به اداره ارشاد ویا یک مجتمع هنری و یا در یک جریان خاص و مناسبتی می‌تواند

گروهی را بدون آن که پیشینه تئاتری داشته باشند گرد هم آورد و به انجام فعالیت تئاتری بپردازد .گاه این گروه موفق به اجرا می شوند و یا چنان چه نتوانستند بدون آن که هیچ هزینه ای بپردازند و خسارات وارده به آبرو وحیثیت تئاتررا جبران نمایند از صحنه خارج می شوند و از این بابت هم همیشه از تئاتر طلب خواهند داشت .

وهمچنین از آن جائی که حضور وثبت نام در انجمن های نمایشی و ورود واجرای کارتئاتربدون درخواست پیشینه و سابقه هنری وبسیار اسانتر انجام می شود، تعدادی از افراد کم سواد و رانده شده از هنر و ناکارآمد به جای شناخت معایب فعالیت های خود و یا کناره گیری از آن و سعی در کسب دانش و یادگیری هنر تئاتر با گزافه گویی و ایجاد روابط ناصحیح به جای بالا کشیدن خود این عرصه سعی در تخریب سایر هنرمندان خوب، خلاق و قدیمی می‌کنند تعدادی از همین افراد به علت خامی و عدم تجربه‌ی کافی به جای فراگیری از دیگران سعی در تخریب آن ها می‌کنند چرا که حذف رقیب را راهی برای جذب خود می‌دانند و سعی می‌کنند حق نداشته خود را بگیرند و چه بسا موفق شده‌اند و با حاشیه سازی هنرمندانی را که انگیزه ماندنشان به دلایل مختلف کم رنگ شده حذف می‌نمایند. که متأسفانه در بسیاری از جاها نیز مدیران از ترس ویا عدم شناخت آن ها ، میدان را برای آن ها باز تر می کنند . آنان نه تنها نمایشی ماندگار ارایه نخواهند کرد بلکه با مغطله کاری وسفسطه گری خود واثرش را به جا وحق جلوه خواهند داد و با تغیر اندکی در متن وگفتار وبا نام های دیگری سعی در دریافت بودجه و شرکت در جشنوارهای مختلف خواهند کرد در حالی که همان اشخاص و بازیگران هستند و به علت عدم توجه مسئو ل ومدیر در بسیاری از مواقع موفق نیز خواهند بود .

در شهرستان‌ها به علت کوچک بودن محیط بودجه اندک و امکانات کم برخی از به ظاهر تئاتری نماها با ایجاد تنش، حاشیه سازی، اخبار ضد و نقیض و … آب را گل آلود کرده تا با خدشه‌دار کردن حس هم گرائی بتوانند برای خود جایگاهی دست و پا کنند. متأسفانه علت عدم مدیریت درست در بخش‌هائی از تئاتر و نیز عدم دلسوزی برخی از مسئولان که واقف بر این امر نبوده‌اند چه بسیار موفق شده و به جای ایجاد حس هم گرائی و بهره‌مندی از تجربه‌ها، تخصص‌ها و بالا بردن کارآئی در یک کار گروهی و تولید نمایش‌های فاخر، فردگرائی را تقویت نموده و از توانمندی تئاتر شهرستان می‌کاهند. وهمین امر باعث تبعیض وبی عدالتی در حق هنرمندان وپیشکسوتان وتوزیع نا عادلانه بودجه وهزینه ای اگر باشد می شوند و باعث انحصار طلبی وسکانداری آنان و بی توجهی مدیران به اعتراض های خاموش هنرمندان واقعی خواهد شد .

از دیگر مشکلات تئاتر در شهرستان ها عدم وجود عوامل اجرایی ومتخصص ومتبحر در دیگر گرایش های تئاتری مانند موسیقی نمایشی و طراحی لباس وگریم وصحنه است که هرکدام نقش موثر وبسزایی در کیفیت آثار ارایه شده دارد.

 

۰۷ مهر ۱۳۹۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like