نقد نمایش ” سرودی هه زار ئوفیلیای ئه ویندار”

نمایش ” سرودی هه زار ئوفیلیای ئه ویندار” نوشته دکتر قطب الدین صادقی و کارگردانی ” امید خاکپور” با بازی ” لیلا مولودی ” و امید خاکپور یکی از اجراهای روز دوم بود .
نمایش سوگ واره و مرثیه خوانی است بر رنج و مشقت وآوارگی ملتی که قبل از تولد و در تولد و بعد از تولد داشته اند و دارند و خواهند داشت .
بحث انفال و مرگ و شیون و بی حرمتی و لکه دار نمودن شرافت انسانهای است که برای حفظ ناموس و شرف خود همه چیز شان از دست می دهند و همیشه نیز چیزهای بزرگتری برای از دست دادن دارند و برایش دفاع می کنند .
با دیکتاتور می جنگند ، کشته می شوند اما ذلت را نمی پذیرند .
شانوی ” سرودی هه زار ئوفیلیای ئه ویندار” در سالن تئاتر مجتمع فرهنگی هنری سقز در بخش رقابتهای یازدهمین جشنوار تئاتر کردی بررروی صحنه رفت ، با انکه اجرای جشنواره حال و هوای متفاوت تری با اجرای عموی دارد و بیشتر یک اجرای خصوصی برای هنرمندان این رشته به حساب می آید.
نمایش زندگی زنی را روایت می کند که در واقعه حمله ارتش بعث به مناطق کردنشین عراق به اسارت درآمده است . مردان و دیگر ساکنان روستا مانند هزار ها روستای دیگر زنده به گور شده اند زنان شان به اسارات گرفته شده و دخترانشان توسط بعثی ها لکه دار گشته است .
ماجرایی که زبان و قلم قاصر از بیان آن هستند .
با انکه در بروشور وپوستر ها نامی از بازیگر برده شده است اما در طول نمایش هیچ حرکتی از وی نمی بینیم وتنها در چند ثانیه اخر خاک بر سر شده در صحنه حاضر می شود .
کل اثر و اجرا یک مونولوگ بسیار طولانی بود که توسط بازیگر زن گفته واجرا شد .
نمایش تک نفره (مونو دارم) با همه خصوصیات آن .
بازیگر خانم سخت تلاش می کرد که آنچه را حفظ کرده بدون اشتباه بیان کند .
تمرکزش به اول و آخر دیالوگهای بود که در فاصله ای که برایش تعیین شده بود بیان کند و منتظر حرکت جعبه روی صحنه باشد .
با آنکه کسانی که نمایش تک نفره را تجربه کرده اند می دانند که شیوه اجرای این نمایش بسیار سخت تر از اجرای های چند کسی است همه چیز باید با منطق و دلیل به هم ربط پیدا کند چرا که جزی ترین تپق ، واشتباه و کاهش ریتم یا افزایش ناگهانی آن باعث از دست رفتن جذابیت های نمایش می گردد.
متاسفانه بازیگر زن این نمایش هم دچار این اشتباهات گردید و اجرا به جای حرکت و نمایشی شدن در دام خاطره گویی و درد لهای زنانه و گزافه گویی های عارفانه و نشستن و برخاست های کسالت آور و اعصاب خرد کن گرفتارشد و باعث کرختی وخواب الودگی و قطع ارتباط بین نمایش و بازیگر شد .
نمایش های یک پرسوناژی برای همه بازیگران جذاب و موجب ایجاد خلاقیت و نوآوری در استیل و فرم و بیان و بدن و همه ابزرهای بازیگری می شود .
بیان خوب بازیگر بهترین ابزار برای ارتباط با تماشاگران شده بود .
اما انتخاب این متن و شیوه بازی گیری از بازیگر و ارتباط عوامل نمایش باهم ریسک پر خطری برای امید خاکپور داشت که باعث از بین رفتن کشمکش های درونی وبیرونی خط داستان نمایش شد و جذابیت اصلی نمایش را کم سوتر کرد.
کارگردان در دام شهرت حرفه ای بازیکر افتاد و بازیگر دردام تمر کز گرایی برای اجرای انچه که برایش دیکته شده بود .
نور و صدا و موسیقی و فاصله زمانی تعین شده سبب استرس و نگرانی پنهان روی صحنه شده بود و این را مخاطبین به خوبی حس می کردند .
روشن و خاموش شدنهای پی درپی و ورود اشباح سیاه پوش برای تغییر جعبه بزرگ هم به قول معروف قوز بالای قوز گردیده و بیش از بیش ارتباط ها بریده می شد .
آنچه به نظر من می توانست به زیبایی کارکتر بیفزاید واین روایت را که بیانگر مظلومیت آدمهای که برای از بین بردن بی عدالتی و جور ستم دیکتاتورها جان شیرین شان را فدا می کنند و همیشه در کوه و بیابان بسر می برند تا بیشتر درامان بمانند .
اجرای متمرکز بر حرکت و بیان واحساس بیشتر و حرکت و حرکت و حرکت بود .
بازیگر می توانست بهتر از این پرسرعت و چابکتر و با بیانی با فراز و نشیب های بیشتر و احساسی تر و حرکات بدن وصورت و چهره بر دل و جان بیننده هجوم ببرد و باخود همراه کند بدون انکه در دام روشن و خاموش شدن نورهای بیفتد که نه تنها هیچ دلیل و منطقی نداشت بلکه از زرق وبرق اصلی نمایش هم کاسته بود .
نمایش نامه ” یک ازمون مهم برای اجرای بهترین حرکات نمایش با عوامل اصلی است که کمتر ، چنین فرصتی در اختیار بازیگر قرار می گیرد .
همه چیز بصری و تصویرگونه است واین موفقیت را باید بدست آورد با تجزیه وتحلیل درست و دریافت واقعی متن .
امید خاکپور تکلیف خودش با متن را نمی داند و در انتقال این وظیفه مهم به بازیگر نیز کوتاهی داشته و این بلاتکلیفی به اجرا و همچنین به تماشگران منتقل می شود .
در مواردی بازیگر به آنچه می توان آن را یک اجرای خوب دانست نزدیک میشود اما با به انتها رسیدن فرصت و خاموش شدن نور وتعییر دکور ، با دیگر از بین می رود وبه اوج نرسیده سقوط می کند .
روایت آشفته می شود و حرف زدن وحرف زدن وحرف زدن تسلسل وار می گردد و استیل های بازیگری و عوامل حسی و حرکتی در طول کار یکنواخت و تکراری می شود و تنها بیان خوب بازیگر است که در بعضی نقاط به کمک می آید .
با آنکه انتظار بهتری از گروه برای اجراهای بعدی این نمایش می رود چرا که تجربه ای گرانبها برای بازیگر و کارگردان خواهد بود وامید دارم اجرایی با زیبایی یک اثر خوب نمایشی از این گروه در دیگر شهرهای استانمان ببینم .
عبدالرحمن عزیزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like