یک نمایش خوب به نمایشی گفته می شود که مشکل جامعه را به نمایش بگذارد
نمایش کلاس سوخته نوشته وکار انور سبزی از جمله کارهای است که برای همیشه درذهنم خواهد ماند
کاری که درذهنم دوباره به اجرای آن می پردازم وازلحظه دیدن آن خودم را در نقش های گوناگون آن می بینم دوستم داشتم من جای معلم بودم دوستم داشتم ابولحسن را بازی میکردم دوست داشتم کاگردانی اش کنم ودرتمام دنیا نمایش اش میدادم . همه اش را، لحظه به لحظه اش، را دوست داشتم .
 درزمان اجرای آن با کودکان کلاس وپدر ونرگس وابولحسن هم گام شدم ذهنم را وقلبم را به آنها دادم  .
 وبا حادثه ای که پیش امد نفرتم را از اتش واتش بیار معرکه بیشتر کردم وهیچ چاره ای نداشتم جز اینکه گریه کنم .
نمایش کلاس سوخته اثری ماندگار خواهد بود برای همیشه، تازمانی که کلاس سوزی ادامه پیدا کند .ماندگار است چون پایگاهی مطمئن دارد پایگاهی چون ذهن ادمهای درد دیده جامعه ما ، ماندگاراست چون خاستگاهی آنالیز شده وعلمی دارد . در باره آن پژوهش شده ، باور شده وبه مردم باورانند که این کلاس سوزی ها ادامه پیدا خواهد کرد بدون انکه کسی خم به ابرو بیاورد . نرگس ونرگس ها خواهند سوخت . سوز وسرما خواهند بود وچه ناجوانمردانه سرد است.
کلاس سوخته یک راه نرفته را رفت . ازمیان تکه پاره های روزنامه ای که خبر از حادثه ای دهشتناک انسانی میدهد اثری به ماندگاری مظلومیت کودکان خلق کردند . نویسند وعوامل نمایش خلاقیت خود را به کاربردند . گروه اجرایی به خصوص بازیگران ورای انچه نوشته شده بود حرکت کردند وباعث شد تا کارهای انجام دهند که میدانم حتی نویسنده به ان هم فکر نکرده بود. انها با تماشاچی ها ارتباطی ورای حس عاطفی وانسانی برقرار کردند گفتگو های پی درپی با تماشاچی با بیانی خوب ورسا از نقاط قوت بازی بازیگران خصوصا خانم بدوی واقای تباک بود .
نمایش کلاس سوخته از خلاقیت هنری برخورداربود خلاقیتی که تنها به حوزه نمایش بر نمی گردد بلکه به روانشناختی بازیگران وشناخت مخاطب استوار بود . انها یک راه رفته را با نگاهی نو دوباره رفتن اگر بخواهم بیشتر توضیح دهم میگویم بازیگران از کلیت نمایشنامه الهام گرفتند وبداهه سازی منسجم وسازمان یافته ومرتبط باهم بند به بند ش را بهم دوختند واز شناخته های که برای همه مسلم است بسوی ناشناخته ی که درذهن همه بود حرکت کردند عقدهای سرکش وخفته مخاطبان را بیدار کردند ومانند بشکه های پراز باروت  اماده انفجار. 
نمی توانم بگویم که قبلا این شیوه نمایش نبوده ، بلکه انها به گونه ای اجرا کردند که یک نگاه نو وتازه را به تماشاچی ارایه کردند واین یعنی خلاقیت
ویک دهن کجی به انهای که درعدم ارتباط با تماشاچی مدام تکرار می کنند که تئاتر چنان پیشرفت کرده که تماشاچی نکرده واز قافله عقب مانده است . زمان عوض شده تئاتر پیشرفت کرده ونوع مخاطب هم تغییر کرده اما خلاقیت می خواهد وکلاس سوخته یک نمایش خلاق است چون با تماشاچی ارتباط برقرار کرد 
روایت سیاسی گونه نمایش ،از شیوه های درخورتفکردر اجرا بود . روایتی سیاسی شده پنهان، در لابه لای روایت ساده داستان .
 داستانی بود که ادمهای بد ش ادمهای پنهان از دید مخاطبین بود حضورشان رادر گفتار ادمهای ان می دید ی ودر ذهنهای خود تجسم میکردیم ومیفهمیدیم که که از کدام سیستم حرف می زنند  سیستمی بس دهشتاناک که سروته ان معلوم است است قابل دسترسی ومحاکمه کردن نیست .

در مورد اجرا : نمایش کلاس سوخته
اول ، صحنه از یک کلاس تشکیل شده است با چند نیمکت شکسته ویک تخته سیاه کهنه وزوار دررفته کلاسی در یک روستا معلم و دانش اموزان  معرفی تمام است وتماشاچی را با صحنه وشخصیت ها آشنا می کند . دکور تا انتهای نمایش همان وسایلی است که بوده وتغییری نمی کند . اما خلاقیت طراح صحنه و کارگردان با همین وسایل مشخص تر می شود و بیننده را وادار می کند تا مانند سینما از زوایایی بسیاری کلاس را مجسم کند و گوشه گوشه آن را ببیند .
یک نکته ای که من دوست داشتم اگر کارگردان نمایش بودم

بقیه دربخش دوم
 چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۹ ] [ 1:52 ] [ عبدالرحمن عزیزی ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like