نوشته ای بر بازیگری در نمایش انتیگونه

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

باز نوشته وکارگردانی رحیم عبدالرحیم زاده

با بازی سعادت بدوی در نقش انتیگونه –

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

سعد قهرمانی در نقش کریئون-

وشورش تباک درنقش تیرزیاس

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

برای بازیگری تئاتر وبازیگران تئاتری تعریف های زیادی ومتد های بسیاری ارایه گردیده است .

بازیگری نوعی هدیه کردن هنرمندانه ی چیزی به دیگران است (آدلر)

بازیگری هبه کردن است.(آنتوان آرتو)

بازیگری الف در نقش ب در حالی که ج آن را تماشا می کند(اریک بنتلی)

بازی کردن بازی نکردن است(رابرت دنیرو)

یا تعریفی که برشت واستانیسلاوسکی ارائه داده اند.کلا بازیگری هنری است سوای هنرهای دیگر چرا که بازیگر در یک زمان واحد با ماه ها اندیشه بر جسم.روح.سیستم عصبی.ماهیچه ها و… باید تماشاگر راه سحر کند.

بازیگران نمایش انتیگونه سالها است بی وقفه در نمایش های بسیاری بازی کرده اند .

قدرت وتوانایی انها در منطقه و استان آذربایجان غربی و شهرستان بوکان بر کسی پوشیده نیست .

دنیای بازیگری دنیای عجیبی است معما گونه ورمز الود ،هر بازیگر تئاتر به سادگی می پذیرد اما گریبانگیرش می شود وبه سختی می تواند رهایش کند .

محکوم است در دادگاهی نامشهود ماورایی به خدمت به تماشگر و لذت بخشیدن به انها .

بازیگران نمایش “انتیگونه” بسیار خوب با متن نمایشنامه ” انتیگونه” چفت وبست پیدا کرده اند .

قسمت اعظم این موفقیت مربوط به مفهوم ومفاهیم متن نمایشنامه است .

شیوه ای با فاصله گذاری های متعدد ، وبیگانه شدن با ان ونزدیک تر شدن با تماشاگران و با نشانه رفتن احساس تماشا گر می کوشد اورا به همدردی با رویداد نمایش وا دارد .

نقطه قوت ونکته قابل تامل ای اینست انها با این کارشان از یک رویدادی ویژه ومهم، نمایشی را برای تماشاگر ساده ومعمولی می کنند .

شیوه بازیگری در این نمایش طوری برنامه ریزی شده است که نمایش انتیگونه کلاسیک 2500 ساله را که معمولا باید با موسیقی ونور وماسک وهمسرایان و نشانه های تصویری ونمایشی و غیره همراه می بود را به نمایشی ساده و مردمی تبدیل کرده است و همه قواعد وساختارهای نمایش کلاسیک وحتی مدرن را در هم می شکند و چیزی فرا تر از نمایش می رود .

قدرت بازیگران تنها چیزی است که به خلاقیت های کارگردان نیز افزوده است .

بازیگران در لحظاتی که با عواطف و هر چیزی که با ان سروکار دارد باحرکات ونزدیکتر شدن به تماشاگران بیرون می ریزند وبا پناه گیری شان در میان تماشاگران ودر برابر چشم انها احساساتشان را با بیان و تغیر آهنگ لحن وصدا در چهره و فیزیک واستیل خاص شان بیرون می ریزند همزمان که با نقش خود همذات می شوند از ان نیز با تماشاگران دور می شوند تماشاگر دران واحد هم با بازیگرانی روبرو است هم با انتیگونه وکریئون وتیرزیاس .

حرکات و رفتلرهای بازیگران از اغراق بدور می شود و اجرا جدی و مهم می گردد از تصنعی وشیوه های بازیگری روی صحنه خبری نیست ما شاهد استلیزاسیون (شیوه پردازی) بدون اغراقی هستیم که کارآنها را سنجیده و هنرمندانه با جسمانی پر از انعططاف می کند .

یکی از نقطه های اوج بازیگری وبه نظر من از مشهورترین لحظات عاطفی نمایش فریاد های خاموش انتیگونه در زندانی است که کریئون اورا محبوس می کند ولحظاتی که تیرزیاس به یاری او می رود .

خانم سعادت بدوی با بیانی فصیح ورساتر و البته بسیار تون زیبای زنانه در بسیاری از لحظات نمایش به اوج وفرود های نمایش کمک می کند .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

بیان بازیگران در فضای ازاد وبدور از هرگونه امکانات صدابرداری وصدا گذاری انها را به شاهکارهای اجرایی این نمایش تیدیل می کنند .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

انها با اجرای اطوار خاص بدنی مشخص عواطف شخصیت هارا به نمایش می گذارند . شورش تباک در لحظاتی که تیرزیاس با کریئون(سعد قهرمانی) کلنجار می رود با حرکات بدن،ایجاد تصویرهای ژستی و نشانه های حرکتی وتصویری ، عواظف را بسیار ملموس به تماشاگران نمایش می دهد وزبان فیزیکی خاصی را ارایه می دهد .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

سعد قهرمانی،نمایش زیرپوستی با برون دادن حالات درونی نمونه بارزدیگری از قدرت بازیگری اش را دراین نمایش به اجرا می گذارد ونمونه ای کامل از بروز احساسات مورد نظر کارگردان و احساسات مورد نیاز نقش در متن را ارایه می دهد .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

کارگردان با برداشتن حوزه های محدود حرکتی بازیگران را ازاد گذاشته است واین نیز همانند کارگردان به خلاقیت بازیگران انجامیده است .

هیچ چزی وجود ندارد که انها را محدود کند از نشانه های صحنه ونور پردازی وغیره خبری نیست.

انها ازاد دند و تماشاگران نیز از این ازادی بهره خواهند جست که شاهد هنر نمایی بازیگرای ماهر باشند .

یکی دیگر از نقاط قوت بازیگران نمایش که توسط کارگردان با ادبته کردن نمایشنامه به ان دست یافته اند بیان رساتری از صدای درونی شخصیت های است که نمایشنامه نویس برای انها خلق کرده است .

بازیگران وکارگردان با گزینش وخلاصه کردن ،عبارات قابل هضم تری می سازند وارایه می دهند .

بازیگران در زمانهای که لازم است از طریق زیر وبم های بیانشان و تغییر آهنگ کلامشان ،دانگ صدا و جای گذاری آگاهانه مکث های درونی و نگاههای بیرونی وتعییر حالات چهره عبارات رامناسب تر بیان می کنند .

خانم سعادت بدوی در میان انها موفق تر و پیشرو تر است .

شورش تباک در بعض از عبارات بیشتر فریادهای را ناشی از بالابردن صدا تغیر می دهد که در لحظاتی صدایش خروسی و گرفتگی میرود . “البته در اجرای چهار»

سعد قهرمانی با کنش فیزیکی ملموس تر، بازی قابل تشخصی تری ارایه می دهد .

با ژست های ساده تر و واقعی تر باعث جذب مخاطبن بسوی خودش می شود.

شورش تباک با هر کنش و حرکت وژست هدف مشخص نمایش را دنبال می کند و برای هر لحظه از داستان نمایش وحوادث آن یک ژست اصلی دارد .

در لحظاتی از خدا یان سخن می گوید زیر ساختی و کنشی آدم های ماورای و ادم های مسخ شده مذهب و استحاله انسانی از خود بروز می دهد زمانی که خطر را به کریئون گوشزد می کند از لحظات زیبای بازیگری اوست و تک ژستی منحصر بفرد دارد که نشان دهند این وضع هولناک است.

از دیگر لحظات زیبای بازیگران مواقعی است با تاکید بر احساسات وعواطفشان تماشاگران راهمراهی می کنند و تماشاگر را به باور شخصیت فرا می خوانند.

ضمن انکه برای لحظاتی از نقش فاصله می گیرند واز غرق شدن بی نتیجه در ان دور می شوند که نمونه ای از شیوه های فاصله گذاری است اما تماشگر را با ان پیوند می دهند .

هم بازیگران تجربه جدل بین بازی و تجربه کردن را ارایه می دهند وهم تماشاگران نقش تماشاگر و همذات شدن با نمایش را تجربه می کنند .

نقطه بسیار قوی از کشمکش دو فرایند باهم از این اجرا توسط بازیگران است بازیگران باتماشگران وتماشاگران با بازیگران .

بازیگران نمایش انتیگونه باهم ودرروندی هم سو رفتار شخیصت را مهم تر از خود شخصیت اریه می دهند .

اعمال شخصیت را درموقعیت های که شخصیت ها اتخاذ می کنند را در موقعیت های مناسب بیان می کنند .

تماشاگر به خوبی درک می کند که موقعیت شخصیت چیست؟

شخصیت چگونه فکر وعمل می کند ؟

وبازیگر چگونه ودرچه مکان و جایگاهی ایستاده ونقشش را ایفا میکند .

شخصیتهای نمایش انتیگونه رحیم زاده شخصیت های کامل و زنده وبا جزئیات نسیتند وفکر می کنم او هم همین را خواسته است .

شخصیت های هستند ساده با رفتارهای خاص تیپکال که بیشتر شبیه همان ادم های رئالیستی با جزئیات کمتر اما ملموس و قابل هضم برای تما شاگران .

بازیگران به ابعاد مختلف زندگی گذشته واینده و روان شخصیت نپرداختنه اند .

مسله روانشناسی فردی انها را بازگو نمی کنند و انگیزه های شخصیتی انها اهمیت کمتری پیدا کرده است هرچه هست بیان کل نمایش توسط بازیگر با ارایه ونشان دادن خصوصیات بارز نقش است .

سعد قهرمانی در ارایه تضادهای شخصیت کریئون را بیشتر وملموس تر نشان می دهد .

و خانم سعادت بدوی این خصوصیات را باحرکات بیشتری وبیان فصیح تری و تنش های حرکتی در صدا وصورتش ارایه می دهد

شورش تباک در ارایه کنش ها با ژست هایش ارتباط می دهد .

سعد قهرمانی بیشتر از بقیه به تماشاگرانی که او را تماشامی کنند اگاه است .

ویژ گی های انسانی سعادت بدوی بیشتر خود نمای می کند و اعمال مورد نظرش را نشان می دهد.

تماشاگران از هماهنگی بین کارگردان و عوامل وبازیگران ، اجرای هر چه بهتر و هدایت شده با بازیگرانی رهنمون گشته سود بیشتری می برند .

درنهایت با انکه نمی توانم از قدرت و مهارت کارگردان از بازی گیری و همچنین مهارت بازیگران چشم پوشی کنم اما در پایان با لذت بیشتری نسبت به کارهای قبلی این گروه نمایش انتیگونه را دیدم .

نمایشی که در آن شیوه های از ایجاد دوگانگی بازیگر وکاراکتر و بطور خاص دو گانگی بین واقعیت وحقیقت و غیر واقعی و غیر حقیقی دیده شد و مساله اصلی بیگانه سازی را به طور مستمر ومداوم که در جاهای بسیار خوب از ان بهره برده اند .

بازیگران خواسته واقعی خود و خواسته اجرا و متن وکارگردان و تماشاگران را براورده ساخته اند .

نمایش انتیگونه با مهارت بازیگران وکارگردانی خوب بر عوامل ودلایلی که باعث تضادها می شوند دست می گذارند نکاتی که به زعم هر یک از تماشاگران می تواندسیاسی ، اقتصادی ،اجتماعی ، عاشقی، حرمت ، اخلاق ، وغیره باشد .

بازیگران وکارگردان با انتخاب متنی درست و خلاصه شده از یک اثر تاریخی وکلاسیک ضمن نشان دادند همه عوامل ودلایلی که تماشاگران به ان می رسند به باد انتقاد می گیرند . تاثیرات جنگ ویرانگر ووحشتنا ک آن و استحاله سرمددارن و زور گویان و همرنگ شدن انها بااتحاهای قدرت وپول و غیر ه را برانسانها بیان می کند ودر درک درست از آن تماشاگرا رهنمون می سازد .

بازیگران در لحظات پایان برای به حداقل رساندن توهم وباورپذیری داستان واسطوره را با امدن و ارتباط رودررو با تماشاگران به حداقل می رسانند وبااعتراف گیری از انها، تماشاگر را به تفکر، اندیشدن ، تجزیه وتحلیل و قضاوت فرا می خوانند .

ودرنهایت بدون انکه از میدان اجرا خارج شوند نمایش را به پایان میبرند .
عبدالرحمن عزیزی

30دیبهشت ۱۳۹۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like