تبی که فروکش کرد

نگاهی به پست مدرنیسم در تئاتر به بهانه اجرای نمایش «یک سمفونی ناکوک» آتیلا پسیانی

واژه پست مدرن از آن دست واژگانی است که پرداختن به آنها خطراتی چند با خود همراه دارد. بخشی از این خطرات که آن را برخواهیم شمرد به جامعه فرهنگی ایران بازمی گردد و برخی به حوزه تعاریف و کارکردهای این واژه. اما با وجود تمام این خطرات در بررسی واپسین ساخته پسیانی، «یک سمفونی ناکوک» ناگزیر از پرداختن به این واژه هستیم و آنچه ما را ناگزیر می سازد بعضی از ویژگی های این اثر است.

پست مدرنیسم از آن دست جریاناتی است که به زحمت تن به تعریف مشخصی می دهد و این برخاسته از خصلت های بنیادین پست مدرنیسم یعنی نسبی نگری، نفی کلان روایت و ضدساختار بودن آن است چرا که هر ساختار و هر تعریفی یک کلان روایت خواهد شد و نوعی حوزه اقتدار به وجود خواهد آورد و مانع از تکثر و چندصدایی بودن خواهد شد.

بخشی دیگر از دشواری این تعریف در حوزه های فراگیری است که پست مدرنیسم وارد آن شده است و در هر کدام از این حوزه ها با پیچیدگی های فراوان آمیخته شده و به قول «امبرتو اکو» یکی از متفکران حوزه پست مدرنیسم «متاسفانه پست مدرن به صورت واژه یی همه فن حریف درآمده است»۱ و این خود باعث ایجاد آشفتگی های فراوان و عدم ارائه تعریفی دقیق از این واژه می شود.

این جریان فرهنگی که از اواخر دهه ۶۰ در اروپا و امریکا آغاز شد، در طول سه دهه تبدیل به جریانی فراگیر در سطح جهان و بالاخص آسیا و آفریقا شد که حوزه های مختلفی از قبیل هنر، اقتصاد، ورزش، جامعه شناسی و حتی فیزیک نظری را تحت تاثیر خود قرار داد، اما تب آن با همان سرعتی که بالا گرفته بود در سال های اخیر فرو نشست و بالاخص با مرگ متفکران برجسته آن در سال های اخیر همچون لیوتار، بودریار و حتی دریدا این روند تسریع شد تا جایی که اکنون تنها زمزمه هایی از آن را می شنویم.

تبی که در سطح جهانی شیفتگی ها و انکارهای یکسونگرانه یی برانگیخت و باعث مجادلات فراوانی در محافل فرهنگی دنیا شد، اما اکنون و با فرو نشستن این تب می توان همچون هر موج فرهنگی دیگری آن را به قضاوت نشست و سویه های مثبت و منفی و تولیدات آن را مورد بررسی قرار داد. اما آنچه مدنظر ماست نوعی از زیبایی شناسی است که به زعم نگارنده هنوز می توان فارغ از موج ها و تب های فراگیر از آن استفاده کرد.

در ایران اما حکایت به گونه دیگری است. با ورود دیرهنگام واژه پست مدرن در دهه ۷۰ شمسی، تب گسترده خیل عظیمی از هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران ایرانی را دربر گرفت تا جایی که هر اثری با هر ویژگی در این طبقه بندی قرار داده می شد و هر کسی به نوعی می خواست خود را به نوعی بخشی از این جریان پیشتاز به شمار آورد -که البته این از یک سو به دلیل برداشت نادرست از پست مدرنیسم و از سوی دیگر به دلیل خصلت های این واژه و جریان بود- و شمار عظیمی از نقاشی های پست مدرنیستی، اشعار پست مدرنیستی و داستان ها و مقاله های پست مدرنیستی خلق شد اما خیلی زود این مدگرایی فرهنگی و این شیفتگی دیوانه وار جای خود را به تحقیر، تمسخر و گریز افراطی از آن داد. به نحوی که شاید اکنون به مذاق هیچ هنرمندی خوش نیاید که او را پست مدرن بینگارند و حتی آن را توهین به خود به حساب آورد. واژه یی که روزگاری از واژگان دم دستی هر منتقدی برای اظهار باسوادی اش بود اکنون دیگر جزء واژگان دمده یی است که هر منتقدی از کاربرد آن ابا دارد.

این افراط و تفریط همچون همیشه باعث شد نه فهم جدی و عمیقی از جریان پست مدرنیسم به دست آید و نه تولیدات قابل توجهی از خود برجای بگذارد. در تئاتر اما برخلاف حوزه هایی چون هنرهای تجسمی و ادبیات وضعیت به گونه دیگری بود. تئاتر همیشه دیر آمده ما از حسن اتفاق این بار نیز دیر به این قافله پرشتاب رسید و از تئاتر پست مدرن در ایران به جز چند مقاله نه سخنی به میان آمد و نه هیچ گروه و اجرایی مدعی جدی کار در این حوزه شد و بحث پست مدرنیسم در تئاتر ایران مسکوت ماند و هنگامی که هنرمندان دیگر حوزه ها به بازی های پست مدرنیستی مشغول بودند تئاتر ایران به تازگی درگیر افق های مدرنیستی تئاتر شده بود.

اما اکنون و پس از چند سال که دیگر واژه پست مدرن، چه در شکل شیفته وارش و چه در شکل تحقیرآمیزش، در اذهان فراموش می شود اجرایی از پسیانی ما را ناچار می سازد رویکردی دوباره به این واژه اینک مهجور داشته باشیم چرا که با دلایلی چند بر این باورم این اجرا بسیاری از ویژگی های تئاتر پست مدرنی را که هیچ گاه در ایران سربر نیاورد با خود دارد.

البته سخن گفتن از ویژگی های هنر پست مدرنیستی همان گونه که ذکر شد به دلیل تعریف ناپذیری و گریز از ساختار آثار پست مدرنیستی کار بسیار دشواری است اما ویژگی هایی که می خواهیم با آنها و در اینجا کار پسیانی را به بررسی بنشینیم ویژگی هایی است که از پس این سال های پرشر و شور و پرشتاب به دست آمده اند و ماحصل بررسی آثاری است که به این شیوه خلق شده اند.

۱) ارجاع به خود؛

یکی از ویژگی های آثار پست مدرن ارجاع به خود اثر است؛ تئاتری که درباره تئاتر ساخته شده است، شعری که درباره شعر سروده شده است، تصویری که سوژه آن تصویرگری است. این ویژگی در آثار هنری پست مدرنیستی در جهت نفی بازنمایی اثر هنری است. اثر هنری خلق نمی شود تا واقعیتی بیرونی را بازنموده کند بلکه اثر هنری با تمام تخیل و فانتزی اش، با تمام اعجاب ها و اعوجاجش بخشی از واقعیت خود زندگی است. به جای آنکه زندگی به درون هنر بیاید، هنر به درون زندگی رسوخ می کند و از این راه هنر پست مدرنیستی زیبایی شناسی کلاسیک و همچنین زیبایی شناسی مدرنیستی را واژگونه می کند.

دومین کارکرد این ویژگی خودآگاهی بخشیدن به مخاطب است. هنر پست مدرنیستی هنر ناخودآگاهی و لایه های زیرین ذهن نیست بلکه هنر خودآگاهی است که در آن مخاطب می داند با یک تئاتر، یک رمان یا یک اثر تصویری روبه رو است. از مثال های بارز ارجاع به خود در ادبیات نمایشی می توان آثار «یاسمینا رضا» و در ادبیات داستانی رمان پست مدرنیستی «اگر شبی از شب های زمستان مسافری» اثر ایتالو کالوینو را مثال زد که رمانی است درباره نوشتن و خواندن رمان و با این جمله آغاز می شود؛ «تو داری شروع به خواندن داستان جدید ایتالو کالوینو اگر شبی از شب های زمستان مسافری می کنی.»۲

«یک سمفونی ناکوک» نیز تئاتری است درباره تئاتر؛ آنچه روی صحنه، آنچه در پشت صحنه و آنچه در فستیوال های تئاتری اتفاق می افتد و آنچه در پیرامون خلق یک اجرای تئاتری وجود دارد و این نخستین خصلت پست مدرن «یک سمفونی ناکوک» است.

۲) تکثر و چندصدایی بودن؛

اثر پست مدرن روایت های کلان، ساختارهای منسجم و یک کل اندام وار را نفی می کند تا راه برای تکثر و چندصدایی شدن اثر باز بماند. یکی از راه های نیل به این مقصود امتزاج و اختلاط سبک های مختلف است که هر کدام به دوران های مختلف تعلق دارند. البته این اختلاط نه از روی ناآگاهی بلکه تعمداً به شکلی بسیار برجسته نشان داده می شود تا جایی که اغلب شاهد حضور سبک های کاملاً متضاد در کنار هم هستیم. هنرمند پست مدرن می کوشد با این رهایی از قواعد سبکی، اقتدار و غلبه هرگونه نگاه و صدایی را در اثرش از میان ببرد. البته هنرمند پست مدرن از هر کدام از این سبک ها به شکلی صحیح و روشمند استفاده می کند اما به ناگاه آن را می شکند- و اغلب به شکلی طنزآمیز – و فضایی چندصدایی برای اثرش خلق می کند. از نمونه های بارز این سبک گریزی آگاهانه در ادبیات می توان به آثار میلان کوندرا و رمان «اگر شبی… » از کالوینو اشاره کرد و در نقاشی به آثار کسانی چون دیوید سالی و جولیان اشنابل.

در یک سمفونی ناکوک ما با این انتقال سبکی به شیوه یی هوشمندانه روبه روییم. پسیانی در ابتدا برای ما فضایی آیینی البته از نوع تئاتر آیینی مدرن خلق می کند اما به ناگاه این فضا را شکسته و مخاطب را کاملاً درگیر فضایی رئالیستی می کند و پس از آن به ناگاه وارد حیطه یی فانتزی و تخیلی می شود که در آن از عناصر سوررئال بهره می گیرد. البته این تغییر فضا کاملاً در هماهنگی با روایت اثر قرار دارد. از لحاظ روایی سه روایت جداگانه را در این اثر بازمی یابیم؛ روایت اول و قسمت آغازین نمایش برگرفته از حماسه بین النهرینی گیل گمش است که به شکلی مدرن بازسازی شده است و با توجه به نشانه های موجود در این بخش مربوط به قسمت زاری بر جسد «انکیدو» و دغدغه گیل گمش برای بی مرگی است.۳ روایت دوم یا روایت رئالیستی، گروهی تئاتری را به ما نشان می دهد که نمایش گیل گمش را برای اجرا در یک فستیوال تمرین می کنند اما در سد بازبینی و به خاطر سلایق شخصی بازبین ها می مانند. و روایت سوم یا روایت فانتزیک روایت گربه هایی است که در سالن های تئاتر حضور دارند و با کمک جادوی خود سعی دارند به نمایش کمک کنند تا در فستیوال روی صحنه برود. بر اساس این سه روایت ما سه شکل از بازی، فضاسازی، موسیقی و کارگردانی را در کار مشاهده می کنیم که به تناوب در اثر جا عوض می کنند.

۳) آیرونی و طنز؛

یکی از بارزترین وجوه در آثار پست مدرنیستی تاکید عمده بر طنز آیرونی است. این تاکید از آنجا ناشی می شود که هنرمند پست مدرنیست در پی نوعی بی قیدی سرخوش و آزادی بخش است. نوعی طنز و تجاهل سرخوش و شاد. هنر پست مدرن به این طریق به بسیاری از فجایع پیرامون خود با دیده ریشخند و تمسخر می نگرد و هنرمند فارغ البال به خلق اثر خود می پردازد و هیچ چیزی را جدی نمی انگارد. نمونه این نوع طنزهای پست مدرنیستی را که در بستر آثاری غیرطنز به وجود می آیند، می توان در آثار کورت ونه گات و ریچارد براتیگان یا نسل بیت ها در ادبیات یا در سینمای کسانی مانند امیر کاستاریکا مشاهده کرد.

در اجرای یک سمفونی ناکوک نیز به وضوح شاهد حضور عنصر طنز و آیرونی در اثر هستیم، چه در جملات کاریکلماتور راوی که از بیرون صحنه شنیده می شد و چه در خود اجرا و بالاخص در بخش فانتزیک آن.

۴) پارودی؛

یکی از عوامل مهم ایجاد طنز در آثار پست مدرن پارودی یا تقلید سبکی است. اثر پست مدرن به گذشته می نگرد اما با دیدگاهی طنزآمیز و کنایی. او به تقلید سبک ها و شیوه های گذشته می پردازد اما تقلیدی مضحک و از این راه جدای از دستیابی به بیانی نو که حاصل این اختلاط است به دو هدف عمده خود که یکی بی قیدی سرخوش و آزاد و دیگری بررسی طنزآمیز گذشته است نیز دست می یابد.

در اجرای پسیانی نیز شاهد حضور پارودی در یکی از بخش های نمایش هستیم هنگامی که گربه ها به شکلی مضحک و طنزآمیز به اجرای آیینی نمایش گیل گمش پرداخته و خوانشی پارودی از این داستان اسطوره یی ارائه می دهند. از نمونه های دیگر حضور پارودی در این اجرا می توان به بخشی که گربه ها در آن تست بازیگری می دهند، اشاره کرد.

۵) استفاده از کلیشه ها؛

هنرمند پست مدرنیست برخلاف هنرمند مدرنیست به شکلی عمدی به سمت کلیشه های رایج و کیچ ها۴ تمایل دارد. او با این شیوه جدای از دستیابی به طنز در اثرش اشکال نوینی را با توجه به آمیزش دیدگاه خود و این کلیشه های رایج می آزماید و همچنین جدی نگری هنرمند مدرن را نیز به نقد می کشد.

استفاده از کلیشه ها و کیچ ها را به وفور در آثار نقاشان پاپ آرت و به خصوص نقاشی مانند اندی وارهول مشاهده می کنیم. در اثر پسیانی نیز به خصوص در جملاتی که از بیرون ادا می شد مانند دریای غم ساحل ندارد، سلطان غم مادر و… شاهد حضور آگاهانه کلیشه ها و کیچ ها بودیم.

۶- توجه به سطح و ظواهر امور؛ هنر پست مدرن، هنری معناگرا نیست. برخلاف هنر و تفکر مدرن که تحت تاثیر آموزه های فروید و مارکس سعی دارد ژرفا را بکاود و معانی عمیق تری را که در پس سمبل ها و نشانه ها قرار دارند کشف کند، هنر پست مدرن بیشتر با ظواهر و سطوح امور سر و کار دارد و هر آنچه آشکارا و به گونه یی بارز ظهور پیدا می کند. اگر هنر مدرن هنری هدایت کننده است و در آن هیچ چیز چنانکه می نماید نیست، هنر پست مدرن با امور و مسائل پیش پا افتاده و روزمره سر و کار دارد و از ژرفاکاوی و رمز و راز گریزان است. نمونه های بارز این گریز از سمبل پردازی و نشانه سازی را می توان در آثار نویسندگانی چون ریموند کارور مشاهده کرد.

در یک سمفونی ناکوک جدای از آنکه خود پسیانی در بخشی از نمایش و در مقام کارگردان به ما گوشزد می کند که از سمبل ها و معانی نهفته متنفر است در اثر نیز هیچ ردپایی از سمبل ها و نشانه ها نمی یابیم و همه چیز همانی است که در اجرا می بینیم. ساده و لذت بخش و بدون جان کندن برای معانی سنگین فلسفی.

۷) توجه به زندگی و امور روزمره؛

در ادامه بحث گذشته باید اشاره کرد هنر پست مدرن دستمایه های خود را نه از حوادث عجیب و غریب و رویدادهای کلان که از بطن ساده ترین و پیش پا افتاده ترین امور روزمره می گیرد؛ رویدادهایی که در زیبایی شناسی کلاسیک و زیبایی شناسی مدرن هیچ جایگاهی برای تبدیل به یک اثر هنری نداشتند اما هنرمند پست مدرنیست به شکلی رادیکال زیبایی شناسی گذشته را درهم می شکند و از امور جزیی و پیش پاافتاده استفاده می کند.

نقطه محوری اثر پسیانی نیز رویدادی عادی در زندگی افراد تئاتری به خصوص در ایران است یعنی حذف یک اجرا صرفاً به دلیل سلیقه های شخصی و باز رویدادی کوچک تر و آشنا برای هنرمندان تئاتر و آن گربه های تئاتر شهر. موضوع هایی که به زعم هنرمندان مدرن و جدی موضوعاتی پیش پا افتاده است اما از زاویه دید زیبایی شناسی پست مدرن می تواند تبدیل به موضوعی متفاوت و جذاب شود.

وجود عناصری از این دست هنر پست مدرن را تبدیل به یک نوع بازی می کند؛ یک بازی با پوسته یی سطحی اما در همان حال جذاب.

۸) نگاه به گذشته؛

یکی از ویژگی هایی که پست مدرنیسم اغلب به وسیله آن شناخته می شود نگاه به گذشته است. برخلاف هنرمند مدرن که یکسر رو به جلو می تازد و به نفی سنت ها می پردازد هنرمند پست مدرن به گذشته نیز نگاهی دارد و این نگاه از چندین آبشخور آب می خورد؛ اول آنکه هنرمند گذشته را با دید طنز و انتقاد می نگرد، دوم آنکه در تفکر پست مدرن نگاه ویژه یی به سمت خرده فرهنگ ها، اساطیر، آیین ها و تاریخ وجود دارد و سوم آنکه هنرمند پست مدرن از گذشته و حال و آینده برای ایجاد فضایی چند بهره می گیرد.

از نمونه های برجسته این نوع نگاه به گذشته می توان آثاری از کالوینو همچون «بارون درخت نشین» و «ویکنت شقه شده» یا رمان مشهور امبرتو اکو «نام گل سرخ» را مثال آورد.

در یک سمفونی ناکوک، پسیانی از این خصیصه هنر پست مدرن غافل نمانده است و ارجاعات متعددی به گذشته دارد از جمله ارجاع به حماسه گیل گمش، یا ارجاع به سنت های جادوگری- که یادآور یکی از فصل های درخشان مرشد و مارگریتای بولگاکف است و اتفاقاً از فصل های درخشان اجرای پسیانی نیز محسوب می شود.

۹) نفی کاراکتر؛

همچنان که ذکر شد هنر پست مدرن به سطح و ظواهر امور می پردازد پس طبیعی است که شخصیت و شخصیت پردازی و واکاوی لایه های پیچیده درونی شخصیت در این هنر جایگاهی نداشته باشد. هنر پست مدرن برخلاف هنر مدرن به اعمال و ظاهر بیرونی شخصیت ها اکتفا می کند و از روانشناسی اجتناب می ورزد و بدین ترتیب کاراکتر و شخصیت پردازی در آثار پست مدرن کمرنگ شده و فضاسازی و تاثیری که فضا بر مخاطب می گذارد جای آن را می گیرد. از نمونه های بارز این ویژگی می توان به آثار «آلن رب گری یه» اشاره کرد.

در یک سمفونی ناکوک نیز ما به عمق هیچ کدام از کاراکترها و شخصیت ها راه نمی یابیم، هیچ کدام از کاراکترها را نمی توانیم قهرمان اثر بدانیم و اثر از زاویه دید هیچ کدام از شخصیت ها روایت نمی شود. ما تنها با اعمال بیرونی شخصیت ها سر و کار داریم که قرار است فضایی و به تعبیر صحیح تر فضاهایی را برای ما خلق کنند.

۱۰) توجه به شکل های عامه پسند؛

هنر پست مدرن برخلاف تصور رایجی که در مورد آن وجود دارد هنر عامه پسندی است که اساس کار خود را بر لذت بخشیدن به مخاطب می گذارد و بخشی از عامه پسندی هنر پست مدرن از استفاده از شکل های عامه پسند ولو کلیشه یی هنر ناشی می شود. ادبیات پست مدرن به وفور از تکنیک های رمان های سیاه و رمان های پلیسی بهره می گیرد که مثال مشهور آن «نام گل سرخ » امبرتو اکو است. این گرایش به شکل های عامه پسندانه را به شکل گسترده یی در هنرمندان پاپ آرت و کانسپچوال آرت در هنرهای تجسمی نیز می بینیم.

یک سمفونی ناکوک عامه پسند ترین و به تعبیر صحیح تر تماشاگرپسندترین اثر پسیانی است؛ اثری که اغلب تماشاگران خود را از اقشار مختلف و با سطوح فکری گوناگون راضی از سالن خارج می سازد.

۱۱) تخیل و فانتزی؛

هرچند هنر پست مدرن هنری معطوف به زندگی و امور روزمره است اما نگاه متفاوت هنرمند پست مدرن در دل این امور روزمره فانتزی های ظریف و هوشمندانه یی را می گنجاند و از این راه به جذابیت و لذت بخشی که یکی از اصول بنیادین هنر پست مدرن است دست می یابد. نمونه برجسته این فانتزی های آمیخته به زندگی روزمره را می توان در آثار ونه گات و براتیگان سراغ گرفت. یک سمفونی ناکوک نیز بخش عمده یی از جذابیت خود را مدیون فانتزی و تخیل بکر آن است؛ تخیلی که در آن تجربه ها در کار تئاتر مداخله می کنند، به اجرای نقش می پردازند و تست بازیگری می دهند.

۱۲) لذت بخشی؛

بخش عمده یی از عناصری که ذکر آنها آمد در هنر پست مدرن در راستای عنصری مهم و بنیادین به نام لذت بخشی به کار می روند. هنرمند پست مدرن نه به خاطر فلسفه خلق می کند و نه به دلیل روانشناسی. او کارش را بر اساس لذت رساندن به خود و مخاطب پیش می برد حتی اگر این لذت از راه هایی غیرمعمول و غیرمتعارف حاصل شود. او داستان را فقط به خاطر جذابیت داستانی اش و تئاتر را به صرف جاذبه های روایی و بصری اش ارائه می کند و از این راه سرخوشی و رهایی خود را از فشارهای زندگی معاصر اعلام می دارد.

در اثر پسیانی نیز بیش از آن که شاهد غلبه معنا و عناصر سمبلیک و نشانه شناختی باشیم، جاذبه های روایی و بصری است که ما را درگیر می کند. یک سمفونی ناکوک قصد رساندن پیامی جهانشمول و فلسفی را ندارد بلکه بیش از پیام قصد دارد مخاطب خود را درگیر لذت یک اجرای تئاتر کند.

۱۳) ناپایداری اثر هنری؛

از دیگر ویژگی های هنر پست مدرن می توان به ناپایداری آن آثار اشاره کرد. این آثار پس از خلق یا بلافاصله یا با فاصله یی اندک از بین می روند یا به دلیل گرایش شان به امور روزمره و حوادث روز تاریخ مصرف آنان می گذرد.

البته این گذشت تاریخ مصرف شامل تاثیر زیبایی شناسیک آنها نخواهد شد و این تاثیر زیبایی شناسیک بر جای می ماند. اثر پست مدرن توجه به تاثیر آنی و نتایج فوری اثر دارد و چندان دغدغه ماندگاری ندارد. یک سمفونی ناکوک نیز اثری است از لحاظ زمانی و مکانی محدود و با تاریخ مصرفی مشخص اما به لحاظ نوع نگاه و زیبایی شناسی تاثیر گسترده یی دارد.

۱۴) افشای تکنیک؛

یکی از تکنیک های مهم در آثار پست مدرن افشای تکنیک است. هنرمند به نحوی در دل اثر تکنیک خود را افشا می سازد و به این طریق نه از راه پنهان سازی که از راه افشاسازی به مخاطب شوک وارد کرده و او را درگیر تجربه زیبایی شناسیک خود می کند. به عنوان مثال در ادبیات استفاده از این تکنیک را در رمان «اگر شبی… » اثر ایتالو کالوینو شاهد هستیم که در آن نویسنده تکنیک روایی هزار و یک شبی اش را افشا می کند.

در یک سمفونی ناکوک نیز شاهد استفاده از این تکنیک هستیم. جایی که پسیانی در مورد خصوصیات اثر آیینی اش و تکنیک های آن توضیح و جواب منتقدان اثرش را می دهد با گونه یی از تکنیک افشای تکنیک مواجه می شویم.

۱۵) حضور مولف در اثر؛

یکی دیگر از تکنیک های مورد استفاده در آثار پست مدرن حضور مولف در اثر است و در واقع واکنشی است به تئوری های مدرنیستی مرگ مولف بارت و ناپدید شدن مولف در آرای «فوکو» و از دیگر سو واکنشی است نسبت به بازنمایی اثر هنری و در پی نفی این بازنمایی است.

در آثار پست مدرن مولف خود را در پس اثر و قهرمانانش پنهان نمی سازد بلکه به شکلی مستقیم

-و نه حتی در قالب دانای کل- در اثر حضور می یابد، مداخله می کند و توضیح می دهد. از نمونه های بارز حضور هنرمند در اثر می توان در حوزه هنرهای تجسمی به آثار گیلبرت و جرج اشاره کرد که خود به جای مجسمه هایشان درگالری ها حضور می یافتند و فیگور می گرفتند یا در حوزه تئاتر به آثار تادئوش کانتور اشاره کرد که همواره و حین اجرا و در حضور تماشاگر در اثر مداخله می کرد و آن را تغییر می داد.

در یک سمفونی ناکوک نیز ما با حضور گاه به گاه کارگردان در اثر که به نوعی شخصیت خود پسیانی کارگردان است مواجه می شویم که توضیحات لازم را به بازیگران گوشزد و در اثر مداخله می کند و به نوعی تاکیدی است بر حضور مولف در اثر.

با توجه به تمام این خصلت ها و ویژگی ها یک سمفونی ناکوک را می توان یک اثر پست مدرنیستی تمام عیار به شمار آورد که در آن از بیشتر ویژگی های هنر پست مدرن بهره گرفته شده است تا جایی که کمتر این تعداد ویژگی را همزمان و در یک اثر مشاهده می کنیم. حتی نام نمایش یعنی «یک سمفونی ناکوک» خود تاکید مضاعفی است بر پست مدرنیستی بودن اثر چرا که جدا از وجود تناقض در نام چون ذات سمفونی بر هماهنگی استوار است اشاره یی دارد به خصلت مهم آثار پست مدرن یعنی ناهماهنگی ساختاری اثر.

و به این ترتیب می توان گفت هر چند پست مدرنیسم در تئاتر ایران مقداری دیر خود را معرفی کرد اما این معرفی به شکلی آگاهانه و نظام مند و فارغ از هیاهوها و جار و جنجال های مرسوم صورت گرفت.

البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که در این بررسی تنها «یک سمفونی ناکوک» به عنوان اثری پست مدرنیستی به شمار آمده است و نه خود پسیانی به عنوان هنرمندی پست مدرنیست چرا که تنوع و گستردگی اجراهای پسیانی در سال های اخیر نشان داده است که او به شکل پویایی از خلال سبک ها و شیوه های مختلف و نو عبور می کند تا به تجربه هایی جدید و متفاوت دست یابد.

رحیم عبدالرحیم زاده

پی نوشت ها؛

۱- بنگرید به کتاب پست مدرنیته و پست مدرنیسم، ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری، انتشارات نقش جهان، ۱۳۷۸، ص ۱۲۲، پی نوشت بر «نام گل سرخ» امبرتو اکو

۲- بنگرید به کتاب «اگر شبی از شب های زمستان مسافری»، نوشته ایتالو کالوینو، ترجمه لیلی گلستان، انتشارات آگاه ۱۳۸۱، ص ۷

۳- بنگرید به کتاب «اساطیر خاورمیانه»، نوشته ساموئل هنری هوک، ترجمه علی اصغر بهرامی و فرنگیس مزداپور، انتشارات روشنگران، ۱۳۷۲، صص ۴۶ تا ۷۴

۴- کیچ (Kitsch) تنها به چیزی نظر دارد که آسان پسندی مردم ساده خواه و ساده اندیش است. برای اطلاعات بیشتر بنگرید به کتاب تبارشناسی پست مدرنیسم، نوشته علی اصغر قره باغی، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی، ۱۳۸۰،صص ۳۴ و ۳۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like