عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

باز افرینی حماسه گلگمیش بر روی صحنه تئاتر در یازدهمین جشنواره تئاترکوردی سقز


پنجشنبه 20 شهریور 1393 –

یازدهمین جشنواره تئاتر کردی سقز –

نمایش گلگمیش کاری از رحیم عبدالرحیم زاده

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

باز افرینی حماسه گلگمیش و ثبت دوباره وهزار باره اش در تاریخ و این بار بر روی صحنه نمایش در جشنواره تئاتر کردی سقز
 

بسیار با جرات می گویم که هر اثر ی که رحیم عبدالرحیم زاده انتخاب می کند . از چهارچو بها وقراردادهای یاسایی و کلاسیک عبور می کند .

شکسته می شود و بنام خودش ضبط وثبت می شود .
نمایش گلگمیش هم از این نوع بود .

گلگمیش رحیم عبدالرحیم زاده . و در ادامه نیز به همین منوال نام می برم .

چرا که دیگر حماسه ای که در مورد ان می خوانیم ،شنیده ایم، وانتظار ادامه اش را داریم نیست .
و این نکته ای است که کارهای رحیم عبدالرحیم زاده را از دیگران متمایز می سازد .
در نمایش گلگمیش همه چیز از قید وبندمتن رها میشود .

و بازیگران با قدرتی که دارند باز افرینی می کنند و تعقل و اندیشه است که می ماند .

فکر کردن است که می ماند و هزار ها سوال با میلیونها جواب .
اثار اجرایی رحیم بمب است .

منفجر می شود و هزار تکه می گردد .

به مخاطب اصابت میکند .

وهر مخاطبی در گیر یک تکه از ان می شوند .

وبه دوری ونزدیکی و نحوه ایستادن ونشستنش و خوابیدنش بستگی دارد وچگونگی اصابت ان .
تعامل وبرخورد رحیم با متن ودرون مایه داستان ان صادقانه و از نوع بی تعارف است .

در عین حال که بوی عدم وفاداری به ان به مشام می رسد تعهد ومسئولیت مانند ستاره ای در شب سوسو می زند .

متن در کل همان است اما در جزئیات ،افکار واندیشه های رحیم عبدالرحیم زاده است واین همان چیزی است که از اول گفتم باید نوشت “گلگمیش رحیم عبدالرحیم زاده ” تا به سادگی از چنگال توهمات و تعارفات تعهد و وابستگی حرف به حرف گلگمیش عهد باستان رهایی یابیم .

و این گلگمیش را اثری تازه به پنداریم و بر همین منوال پیش برویم .
نخستین حماسه بزرگ تاریخ “افسانه گیلگمش” درون مایه وتم اصلی این نمایش است . درنمایش گلمیش رحیم عقل وتفکر با اندیشدن در صدد نابودی ومبارزه با مرگ است .

چیزی که ان دو پابپای هم می ایند و می روند به موزات هم بدون اینکه یکی از این دو شکست بخورند.
هر دو ناشناخته اند اما بسیار به اسانی دست یافتنی هستند .

گلگمیش ماورایی است با زبان ساده .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

فریادی برای مسائل انسانی و طبیعت وعشق و هیجان وماجراجویی ، صلح واشتی ودوستی ودشمنی و همه خصائیل وغرایز انسانی .

همه وهمه که در هم تنیده شده اند وبا اندیشدن می توان انها را از هم متمایز ساخت وشناخت .
نمایش ومتن ان ، شاهکاری برای ارایه خلاقیت های بازیگری است .

بازیگری که با تجزیه وتحلیل درست از اصل افسانه و این متن نمایشی با قدم ازقدم برداشتنش اوج کشمکش های درون وبیانی واحساسی را بنمایش می گذارد و باهرحرکت چه درونی وبرونی زمینه ای از حقیقت تلخ وخشن مرگ را بنمایش می گذارد ویا شیرینی جاودان شدن را به کام تماشاگرانش شهد اعلا می نماید .
بهره گیری از بازیگرانی چون خانم سعادت بدوی با پیشنیه بازی در این قیبل نمایش ها و سعد قهرمانی با بیانی رسا وفصیح و هکیل تنومند شورش تباک و بدن فرز وچابک خانم ایران احمدپور فضای خاصی را بر نمایش حاکم کرده و همه چیز از قبیل نور و صدا و صحنه دست به دست هم دادند تا ازدیدن این اجرا لذت ببریم و با خوشحالی ورضایت سالن را ترک کنیم .
با دیدن نمایش ” با ردیگر بحث کهن الگو به میان می اید .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

وتلاش برای دست یافتن و اندیشیدن درباره چیزهای که از قبل داشته ایم وبه ان نرسیده ایم . به دنیای نا شناخته ای از ترس و شک وتردید و فرار از تقلید و احساسات کذاب و مخرب .

به دنیای کردارهای انسانی با اگلو های ماواریی و اسمانی که از پنج هزار سال پیش تا کنون به جای مانده است .
“گلمیش وانکیدو” را می شناسیم با ویژگیها و خوی مشترک که از ضمیر ناخود اگاه جمعی انسانی خبر می دهند وزوایا تاریک ومبهم زندگی وطرز اعتقادات واندیشه های دیروز وامروز مان پرده بر می دارند واز وجود نمیه گمشده اسمانی مان با خبر می سازد .

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

ما را وادار می کند تا با گلگمیش به سفری طولانی وطاقت فرسا برای یافتن جاودانگی همراه شویم .

ستم کارشویم وسزای کارمان را ببینیم .

وبا مرگ روبرو شویم .

{گیلگه میش: تو کیی؟
مه رگ: مه رگ…. من مه رگی توم ، هه ر ئه و که سه ی لیی ده ترسای.
گیگه میش: تو کی؟هه ست ده که م له جییه ک دیومی.
ئه نکیدو: منم . ئه نکیدو ……… هه والی هه وراز ونشیوت
گیلگه میش: ئه ی بو وا گوراوی؟
ئه نکیدو : کاتیک توش پی بنییه دونیای مه رگه وه هه روا ده گور دریی}

و استرس وترس از مرگ وجود مان را فرا می گیرد .
{مه رگ:ته نیا مه ردو ده توانی مه ردو ببینی }

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏


وما نیز ماننده مرده ها ، مرده ها را می بینیم .

ودوباره با تمام شدن نمایش نفس راحتی می کشیم وخدا را شکر می کنیم که مرگ برای دیگران است و برای ما هرگز .

اگر با دیدن این نمایش به ان فکر نکنیم .
{مه رگ: هیچ که س نا توانی له ده ریایی مه رگ تیپه ربی وبگاته دورگه یک ئو تناپیشنیم له وییبه }

وبارها وبارها با مرگ روبرو میشویم و به یا د اوردنش را انکار می نماییم.

ودر نهایت بی انکه خواسته باشیم تسلیم می شویم .
گلگمیش یک انسان – خدایی است که در ابتدا پای بند هیچ مبادی زندگی نیست .

او برای زندگی هیچ حد ومرزی نمی شناسد تا اینکه با انکیدو اشنا می شود وخوی وخصلت انسانی اش بر نیمه خدایشش غلبه کرده و با رفتن انکیدو دچار اندوه وتردید و سوظن قرار می گیرد و با اندیشه انسانه ای به بینش وعقل ودانش پناه می برد و در جریان زندگی پیش رو به تفکر و تجزیه تحلیل و تعقل با مرگ روبرو می شود چیزی که قبلا با ان اشنایی نداشت . مرگی که پایان همه چیز است و در عین شروعی برای دوباره زیستن .

در زندگی انسانی اش مشکلات وموانع راهش ، بیشتر وبیشتر می شود و دچار نوعی فلج عاطفی و عقلانی می گردد واین است که چند وجهی وچندبعدی بودن انسان را نسبت به خدایان تک بعدی نشان می دهد و اورا متمایز می سازد .

او می میمرد ودوباره زنده می شود وتغییر می کند
خوب وبد را تشخیص می دهد انتخاب می کند و برخلاف فرشته ها و خدایان که انچه را وظیفه دارند بدون تغییر انجام می دهند و همیشه پوسیده وار و افسرده حال به تکرار مکررات روز مردگی هایشان می پردازند .
{ئه نکیدو :بو کوی گیلگه میش ؟ ئه م رییه بیهوده ده بری من له جیهانی مه رگ گه راو مه ته وه تا پیت بلیم ئه م رییه بیهوده ده بری
گیلگه میش : من نامهه وی وه ک توم لی بی و مه رگ له گه ل خوی بم با }
در نهایت انجه ما را با دنیا این نمایش پیوند می دهد بازی بسیار روان و یک دست اقای سعد قهرمانی و شورش تباک و خانم ها ایران احمد پور وسعادت بدوی و دیگر بازیگران است .

با انکه متاسفانه نسبت به کارهای قبلی بسیار هول هولکی شده بود وصدای بازیگران به انتهای سالن نمی رسید .

و از انسجام و هماهنگی های مانند نمایش انتگونه برخوردارنبود اما برای بیننده راضی کننده و عالی بود .

استفاده بجا از نور و بخار وتشیکل ابر در صحنه و سایه بر زیبایی کار صد چندان افزوده بود و امید دارم که اجراهای بهتر از این نمایش ببینیم و مانند انتگونه به فراموشی سپرده نشود . امین
عبدالرحمن عزیزی- بیستم شهریور 1393

عکس ‏‎Kani Théâtre‎‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

You may also like